قیمت سرور خرید سرور قیمت سرور اچ پی قیمت رم سرور قیمت هارد سرور قیمت لپ تاپ قیمت لب تاب قیمت نوت بوک قیمت لپ تاپ ایسوس قیمت لپ تاپ لنوو قیمت لپ تاپ اچ پی قیمت لپ تاپ ایسر قیمت سوئیچ سیسکو قیمت مودم دی لینک قیمت مودم تی پی لینک لپ تاپ قیمت مادربرد قیمت یو پی اس فروش یو پی اس قیمت پرینتر قیمت دوربین مداربسته قیمت پرینترهای اچ پی دوربین مداربسته قیمت گوشی موبایل قیمت پاوربانک قیمت گوشی سامسونگ قیمت هارد اکسترنال قیمت هارد اس اس دی قیمت فلش مموری قیمت باتری لپ تاپ
سفارش تبلیغ
صبا
تاریخ : یادداشت ثابت - چهارشنبه 95/7/1 | 10:16 صبح | نویسنده : fateme ghodrati | نظرات ()
تاریخ : یادداشت ثابت - دوشنبه 95/5/26 | 11:3 صبح | نویسنده : fateme ghodrati | نظرات ()

 

cafe-webniaz.ir نَگَرد!cafe-webniaz.ir
 
با تواَم
 
آرہ با تو، خودِ خودِ تو
 میگم نگرد!
 
شادتر از دنیاے ما پیـدا نمے کنی!
 
cafe-webniaz.ir من... اینجا...... دنیاے دختر چاـدریاcafe-webniaz.ir

 

آواتار متحرک من حجاب را دوست دارم






تاریخ : یادداشت ثابت - سه شنبه 95/2/22 | 6:56 عصر | نویسنده : fateme ghodrati | نظرات ()

   در مورد وسواس و راه درمان آن .

پاسخ – وسواس یک بیماری روحی است مثل بیماری بداخلاقی و می توان آنرا درمان کرد. باید این بیماری را جدی گرفت ،اگر این بیماری درمان نشود زیاد می شود و به بن بست می رسد، چه بیماری کم باشد چه زیاد. در ابتدا مقابله با آن سخت است ولی بعداً راحت می شود. وسواس مخصوص مسلمان ها نیست و همه ی مردم دنیا دچار وسواس فکری و عملی هستند. بعضی از وسواسی ها باید به روانپزشک متخصص متعهد مراجعه کنند تا درمان دارویی بشوند. افرادی هستند که چندین سال است که داروی اعصاب می خورند و مشکلی هم ندارند.

اطرافیان وسواسی ها نباید آنها را ملامت کنند .افرادی بوده اند که خودشان هم دچار وسواس شده اند. به این افراد به چشم بیماری نگاه کنیم که ناخواسته گرفتاری این بیماری شده اند و دلسوزانه با آنها برخورد کنیم و به آنها کمک کنیم تا درمان بشوند.


 

برای افرادی که وسواس فکری دارند و ناخواسته گناهانی به ذهنش خطور می کند، گناهی نوشته نمی شود. حتی بدترین فکرها در مورد خدا ،پیامبر و آخرت .حضرت به فردی که ناراحت بود که دچار این فکرها شده است بشارت می دهد که تو محض ایمان هستی و نباید به این فکرها اهمیت بدهی تا خودش برود. پس اگر فکری ناخواسته به ذهن شما می آید، گناهی برای شما نوشته نمی شود و با ذکر لاحول ولا قوة الا بالله به خدا پناه ببرید.

بسیاری از کسانی که دچار بیماری وسواس هستند بخاطر جهل نسبت به مسائل است.یعنی بخاطرندانستن مسائل دچار وسواس شده است. اساس دین ما بر اساس اصولی است.

پیامبر فرمود :من بر یک دین راحت مبعوث شده ام. زندگی ما باید با راحتی و خوشی باشد .افکار شیطانی انسان ها را به وسواس می کشاند. دین وعلمای دین اسلام راحت گرفته اند.

یک اصلی داریم بنام اصل  طهارت یعنی در دنیا همه چیز پاک است. آسمان، زمین ،فرش ، هوا و خلاصه همه چیز پاک است مگر اینکه یقین به نجاست داشته باشیم. اصل طهارت به انسان آرامش می دهد .داریم :خدایی که پاک است و پاک کننده است. همه چیز پاک است جز دوازده چیز است که در اسلام نجس است مثل خونی که بیرون از بدن می آید. البته خون داخل بدن پاک است. خون ،بول ،منی ،سگ و خوک ،کافر( به فرموده یاکثر مراجع ) و...

در اسلام چند چیز باید پاک باشد: لباس و بدنی که با آن نماز می خوانیم ،لباس احرام ،کفن میت،مهری که در هنگام نماز روی پیشانی می گذاریم(اگر سجاده یا زمین نجس باشد اشکالی ندارد)، مسجد و مشاهد مشرفه .

اگر دیوار یا پرده ی نجس باشد اشکالی ندارد. بعضی ها فکر می کنند که اگر دیوار خانه نجس باشد از خدا دور می شوند درحالیکه این طور نیست. اینها فتوای مراجع تقلید است. خانم هایی که دچار عادت ماهیانه هستند یا زایمان می کنند بدنشان آلوده است ولی مسحب است که این خانم در ساعات نماز روی جانمازش بنشینند و ذکر بگویند.

تا وقتی ما یقین نکنیم ترشحاتی که از انسان خارج می شود بول، خون یا منی است، پاک است. پس اگر ما در مورد ترشحاتی که از انسان خارج می شود به یقین نرسیم نیاز به غسل نداریم. یقین یعنی اینکه همه می دانند این خون است و ما مطمئن هستیم که این خون است که از بدن خارج شده است و می توانیم روی آن قسم بخوریم. همه ی ترشحات منی نیست و تا ما یقین نکنیم غسل برگردن ما واجب نمی شود. خدایی که می فرماید: فلان چیز نجس است، همان خدا می فرماید که اینجا پاک است.

خیلی ها فکر می کنند که وضوءشان باطل می شود و باد از آنها خارج می شود .روایت داریم که شیطان در بدن انسان می دمد تا فکر کند که وضو او باطل شده است . نباید به این احساس ها اعتنا کرد( بعضی ها حس می کنند که حبابی از آنها خارج شده است). انسان باید یقین بکند که وضوءاش باطل شده است یعنی خوابیده است یا ادرار از او خارج شده است. اگر شک می کنیم که خواب مان برده یا نه، وضو باطل نیست. وضو با شک باطل نمی شود. اگر ما این مسائل را بدانیم خیال مان راحت می شود. در دین ما سخت گیری نشده است.

در نجاست نیاز به یقین صددرصد است که بتوانیم قسم بخوریم. افراد وسواسی زیادی به آیت الله گلپایگانی مراجعه می کردند و می گفتند که آب باران و گِل به عبای شما ریخته است و شما با همین عبا نماز می خوانید. آیا اینها نجس نیست؟ ایشان می فرمود :من یقین ندارم که گِل و بارانی که به لباس من ترشح شده است نجس است. البته اگر خون هم به اندازه ی یک بند انگشت روی لباس نمازگزار باشد اشکالی ندارد.

فردی با یکی از آیت الله ها به مکه رفته بود و وقتی مُحرم شده بودند، حوله اش را آویزان کرده بود تا وضو بگیرد که حوله اش روی زمین افتاد. او نگران شد ولی آیت الله فرمود: این حوله پاک است. او باور نمی کردم. ایشان با حوله ی تر روی زمین نشست و بعد با همان نماز خواند تا او باور کند که این حوله پاک است. ما بعضی از مسائل را خوب نمی فهمیم و احتیاط بیجا می کنیم.

وقتی پیامبر در مکه مبعوث شدند آب لوله کشی و جاری نبود. بیشتر افرادی که با پیامبر رفت و آمد می کردند کافر بودند. مسلمانان اوایل اسلام خیلی به مسائل نجاست اهمیت نمی دادند و پیامبر با آنها غذا می خورد. در آن زمان آب قلیل بوده است و گاهی یک سپر جنگی را آب می کردند و با آن زخم های پیامبر را می شستند. گاهی بچه ها در لباس پیامبر ادرار می کردند و پیامبر می فرمود که بگذارید بچه راحت باشد. برای پیامبر راحتی بچه مهم بوده است.

مرحوم بهاء الدینی وقتی دستش خون می آمد در استکان آب می ریخت و کمی روی دستش می ریخت .شما تصور کنید که پیامبر با آب قلیل چطور حمام می کردند؟ در مکتب ما خیلی

به طهارت و نجاست اهمیت داده نشده است. ما باید به مسائلی مثل غیبت و آبرو بردن مردم اهمیت بدهیم و جلوی زمان مان را بگیریم و احتیاط کنیم. ما در مسائل طهارت و نجاست احتیاط های بیجا می کنیم که این اشتباه است. ما باید مطابق شرع عمل کنیم و لاابالی گری نکنیم. اگر ما ندانیم و چندین سال با بدن و لباس نجس نماز بخوانیم، نمازهای ما مورد قبول است.

خداوند آب ،خاک، زمین، آفتاب و اسلام را جزو پاک کننده قرارداده است. اگر چیز نجس را یک بار در آب جاری فرو ببریم کافی است البته اگر همراه نجاست نباشد. با آب قلیل دو بار تا سه بار می توان چیز نجس را پاک کرد.

ماشین های لباس شویی  که وصل به آب کر است، همه چیز را پاک می کند ولی ماشین هایی که به آب کر وصل نیستند، اگر آب سه بار بگردد، پاک می شود. حیف است فکر و ذهنی که باید مأنوس با خدا و اهل بیت بشود ،به فکر نجاست باشد. روایت داریم: امام صادق(ع) وقتی می خواستند به دستشویی بروند مقداری آب به لباس شان می پاشیدند که وقتی از دستشویی بیرون می آیند اگر ترشحی روی لباس شان دیدند بگویند: این همان آبی است که خودم پاشیده ام. پس ما باید در نجاست ایجاد شک کنیم.

روایت داریم :کسی به امام صادق (ع)گفت :من در تشت لباس شستم و آنرا روی بند پهن کردم ولی بعداً دیدم که موش مرده ای در تشت است، امام فرمود: ممکن است که این موش بعد از شستن لباس در تشت افتاده است. انسان نباید برای خودش ایجاد نجاست کند. البته این با لاابالی گری فرق می کند. ما نباید به ترشحات اعتنا کنیم..

پاسخ – روایت داریم :مستحب است وقتی دو مسلمان یکدیگر را ملاقات می کنند بر محمد و آل محمد صلوات بفرستند. پیامبر فرمود :وقتی دو تا مومن مصافحه می کنند و صلوات می فرستند ازهم جدا نمی شود مگر اینکه خدا گناهان آنها را به برکت صلوات بیامرزد.

در این صفحه داریم: ما تو را نفرستادیم مگر برای همه ی مردم. پیامبر هم بشارت دهنده و هم هشدار دهنده است. اکثر مردم بخاطر جهالت پیامبر را درک نمی کنند. پس پیامبر اکرم پیامبر همه ی انسانها است.

می گویند بهترین کار برای فرد وسواسی این است که به مسائل اهمیت ندهد. و در سر نماز وسواس به خرج ندهد. مگر می شود کسی برای نماز و وضو وسواس به خرج ندهد؟ ما وسواس به خرج می دهیم که نمازمان اشتباه نباشد و به جهنم نرویم .از کجا معلوم که وقتی مُردیم به ما نگویند که چرا توجه نکردید یا تلاش نکردید که امور مذهبی را درست انجام بدهید. با وسواس به خرج دادن می توانیم از خودمان دفاع کنیم و بگوییم: ما تلاش مان را کردیم و نشد، راهنمایی بفرمایید.

پاسخ – افرادی که در رسانه یا منبرها مسئله می گویند باید توجه کنند که طرح بعضی از مسائل وسوسه ایجاد می کند .مثلا بعضی ها می گویند که وقتی می خواهید الحمدلله را تلفظ کنید طوری این کار را انجام بدهید که صدای ر ایجاد نشود .این کار باعث وسواس در گفتن این کلمه می شود. مردم نباید اینها را جدی بگیرند. بزرگی غسل می کرد و فردی به او گفت که پشت گردن شما خشک است. ایشان گفتند که چرا شما این مطلب را به من گفتی که من به زحمت بیفتم زیرا من فکر می کردم که غسلم درست است.

بدانید که خداوند کسی را بخاطر اینکه در غسل، به سر سوزنی از بدنش آب نرسیده است به جهنم نمی برد. ما نباید خداوند را این قدر کوچک کنیم. وقتی می گویند: گفتن کلمه ای اشتباه در نماز، نماز را باطل می کند این شک برانگیر است و گفتن این مسائل درست نیست.

پس درست نگفتن مسائل برای مردم باعث می شود که مردم وسوسه بشوند. سعی کنیم که مسائل را درست برای مردم توضیح بدهیم. یکی از راه کارهای مقابله برای افراد وسواسی این است که با افرادی که محتاط هستند رابطه نداشته باشند. و سعی کنند مسئله را از یک فرد متخصص یک بار بپرسند. بعضی از وسواسی ها یک مسئله را چندین بار از چندین نفر می پرسند و به دنبال فردی هستند که مثل خودشان وسواسی باشد. سعی کنیم برای مردم وسواس ایجاد نکنیم.

ترشحی که ما به آن شک داریم و نمی توانیم روی آن قسم بخوریم پاک است. امیرالمومنین با فردی از کنار خانه ای عبور می کردند و از ناودان خانه آبی روی حضرت ریخت. فرد گفت که شاید این بول باشد .حضرت فرمود: وقتی من نمی دانم آب است یا بول است برای من اشکالی ندارد و من به آن اهمیت نمی دهم. و این برای من پاک است.

ما باید به اندازه ی کافی توجه کنیم و بی مبالاتی نکنیم. می گویند که در نماز گفتن تسبیحات اربعه یک بار واجب، دو بار حرام و سه بار واجب است. پس باید توجه کنیم که یک بار یا سه بار بگوییم. یک فرد وسواسی بیش از حد توجه می کند و بیش از اندازه شک می کند . راه درمان این افراد این است که بی توجه باشند. توجه به اندازه خوب است. و این عین تلاش است. اگر توجه بی اندازه شد و به وسواس کشیده شد، باید بی توجه بود و این دستور خداست.

روایت داریم که زُراه به امام صادق(ع) می گفت: من گاهی در تاریک یک مایعی در بدنم حس می کنم و نمی دانم خون است یا خیر، آیا لازم است که چراغ را روشن کنم یا صبر کنم تا روز بشود که ببینم خون است یا خیر. امام فرمود :لازم نیست.

امام هادی(ع) می فرماید: خدا دشمن دارد کسی را که حرف را قبول نکند. پس وقتی خداوند می فرماید که این پاک است باید آنرا قبول کنیم.

خدایا به حق محمد و آل محمد قلب امام زمان(عج) را از ما راضی و فرجش را نزدیک بفرما، دعاهای حضرت را مشمول حال ما بفرما، همه ی بیماران شفای عاجل عنایت بفرما و برکات مادی و معنوی بر همه ی مردم سرازیر بفرما.

منبع : سایت سمت خدا

حجت الاسلام والمسلمین فرحزاد 






تاریخ : شنبه 96/3/6 | 10:46 صبح | نویسنده : fateme ghodrati | نظرات ()

سلام .ماه رمضان بر همگی و به خصوص امام زمان و رهبر عزیزمان مبارک. التماس دعا






تاریخ : شنبه 96/3/6 | 10:38 صبح | نویسنده : fateme ghodrati | نظرات ()

کاش در این رمضان لایق دیدار شویم

                       سحری با نظر لطف تو بیدار شویم ...


کوله بارت بربند    
شاید این چند سحر فرصت آخر باشد  
که به مقصد برسیم
بشناسیم خدا
و بفهمیم که یک عمر چه غافل بودیم 
می شود آسان رفت 
می شود کاری کرد که رضا باشد او 
ای سبکبال 
در این راه شگرف 
در دعای سحرت 
در مناجات خدایی شدنت 
هرگز از یاد مبر 
من جا مانده بسی محتاجم 

 






تاریخ : شنبه 96/3/6 | 10:30 صبح | نویسنده : fateme ghodrati | نظرات ()



آقا اجازه! خسته ام از این همه فریب<\/h2>

از های و هوی مردم این شهر نا نجیب<\/h2>

آقا اجازه! پنجره ها سنگ گشته اند<\/h2>

دیوارهای سنگی از کوچه بی نصیب<\/h2>

آقا اجازه! باز به من طعنه می زنند<\/h2>

عاشق ندیده های پر از نفرت رقیب<\/h2>

«شیرین»ی وجود مرا «تلخ» می کنند<\/h2>

«فرهاد»های کینه پرست پر از فریب<\/h2>

آقا اجازه! «گندم» و «حوا» بهانه بود<\/h2>

«آدم» نمی شویم! بیا: ماجرای «سیب»<\/h2>

باشد! سکوت می کنم اما خودت ببین<\/h2>

آقا اجازه! منتظرند اینهمه غریب..... <\/h2>

منبع من:http://barkok-t.blogfa.com/1391/






تاریخ : شنبه 96/3/6 | 10:27 صبح | نویسنده : fateme ghodrati | نظرات ()

اخلاق

روزی از دانشمندی ریاضیدان  نظرش را درباره زن و مرد  پرسیدند.


جواب داد:


اگر زن یا مرد دارای ( اخلاق) باشند پس مساوی هستند با عدد یک =1


اگر دارای (زیبایی) هم باشند پس یک صفر جلوی عدد یک میگذاریم =10


اگر (پول) هم داشته باشند دوتا صفر جلوی عدد یک میگذاریم =100


اگر دارای (اصل و نصب) هم باشند پس سه تا صفر  جلوی عدد یک میگذاریم =1000


ولی اگر زمانی عدد یک رفت (اخلاق) چیزی به جز صفر باقی نمی ماند و صفر


هم به تنهایی هیچ نیست ، پس آن انسان هیچ ارزشی نخواهد داشت !

منبع من:http://barkok-t.blogfa.com/1391/05






تاریخ : شنبه 96/3/6 | 10:24 صبح | نویسنده : fateme ghodrati | نظرات ()

گزینش آگاهانه یک وظیفه است

 

مردم وظیفه دارند به ملاک‌های دینی و شرعی و انقلابی نگاه کنند. به روابط و قوم و خویشی و ایل و طایفه و این طور چیزها نگاه نکنند. ببینند واقعاً چه کسی با معیارهای الهی و انقلابی مناسب‌تر و به آن نزدیک‌تر است، او را انتخاب کنند و با شور و شوق به عنوان یک وظیفه در این کار دخالت کنند. کسانی از مردم وظیفه دارند که دیگران را تشویق و تحریض کنند. کسانی که زبان گویایی دارند، قلم توانایی دارند و آبرویی پیش مردم دارند ـ که این آبرو هم جزو ذخایر الهی است و خدای متعال به هرکسی داده است، باید آن را در راه او صرف کند و به کار ببرد ـ مردم را توجیه و تشویق کنند و آدم‌های خوب را به آنها معرفی نمایند. (14/11/74)


 

باید گشت و اصلح را پیدا کرد

 

همچنان که شرکت در انتخابات یک وظیفه است، گزینش خوب و آگاهانه هم یک وظیفه است. البته ممکن است همه‌ تلاش‌ها به نتیجه نرسد؛ اما انتخاب کنندگان تلاش نمایند برای این که گزینش درست بکنند، این خیلی مهم است. البته هیچ کسی در صحنه انتخابات وارد نمی‌شود، مگر این که شورای نگهبان صلاحیت او را اعلام کند. بنابراین کسانی که وارد صحنه انتخابات می‌شوند، اشخاصی هستند که شورای نگهبان ـ که امین مردم در این قضیه است ـ پای اسم آنها را امضا کرده و اعلام صلاحیت نموده است. بنابراین همه صلاحیت دارند؛ منتها امر ریاست جمهوری بالاتر از این حرف هاست. باید گشت و اصلح را پیدا کرد، باید گشت و امین‌ترین را انتخاب کرد. باید جست و جو کرد و در بین این چند نفر به طور نسبی قادرترین بر اداره کشور را پیدا کرد؛ مهم این است. چون این امر مهم است، تفاضل هر چه هم کم باشد، اهمیت پیدا می‌کند. در کارهای کلان، این طور است. فرق دو مبلغی که با هم اندکی تفاضل دارند، اگر جنسی که می‌خواهیم با این مبلغ تهیه بکنیم، یک کیلو و دو کیلو جنس است، خیلی اهمیت ندارد؛ اما وقتی که آنچه می‌خواهیم جا به جا بکنیم، فرضاً هزاران تن از این جنس است، آن هنگام تفاضل در قیمت وقتی هم کم باشد، حجم زیادی می یابد و اهمیت پیدا می‌کند. همه کارهای کلان این طور است. 13/2/76

 

 

 

1- ایمان و تقوای اخلاقی

 

Ø     شرط اول، صدق و اخلاص است.

 

انقلاب به کار آدم‌های کارآمد و صادق نیاز دارد. صدق و اخلاص شرط اول است. اگر ما در کسی صدق و اخلاص نبینیم، خیلی احتمال دارد که کار او هم به درد نخورد و یا در مواقعی مشکل درست کند. انسانی که صدق و اخلاص ندارد، ولی کارآیی دارد، مثل ماشینی می‌ماند که اگر مراقبش نبودند و یک پیچ آن اشکال پیدا کرد، گاهی می‌بینید که ضربه‌ای هم به آدم می‌زند. کارآیی انسانی به این است که هر فردی، از روی اخلاص و صدق و نیت صحیح کاری را که به عهده‌اش است، انجام دهد تا انسان تلقی شود و ماشین نباشد. (18/5/68)

 

Ø     کارگزار اسلامی باید متدین، انقلابی و مسلط بر نفس باشد.

 

کارگزاران حکومت اسلامی، از لحاظ ایمانی باید به سمت نمونه و الگو شدن پیش بروند؛ یعنی نمونه انسان متدین انقلابی مسلط بر نفس و عامل برای خدا باشند. این، آن چیزی است که اگر در بین توده مردم ما، افراد زیادی از این قبیل هستند، باید به این سمت برویم که همه کارگزاران حکومت ما اینطور باشند. این لازمه حکومت اسلامی است و حکومت اسلامی با داشتن این گونه افراد، پایدار خواهد شد و استمرار خواهد یافت. (14/9/69)

 

 

Ø     تقوای کارگزاران، پشتوانه عدالت اجتماعی است.

 

در امیرالمؤمنین عدالت شخصی در حد اعلی بود. همان چیزی که از آن به تقوا تعبیر می‌کنیم. همین تقواست که در عمل سیاسی او، در عمل نظامی او، در تقسیم بیت‌المال توسط او، در استفاده او از بهره‌های زندگی، در هزینه کردن بیت‌المال مسلمین، در قضاوت او و در همه شئون او خودش را نشان می‌دهد. در واقع در هر انسانی، عدالت شخصی و نفسانی او پشتوانه عدالت جمعی و منطقه تأثیر عدالت در زندگی اجتماعی است. نمی‌شود کسی در درون خود و در عمل شخصی خود تقوا نداشته باشد، دچار هوای نفس و اسیر شیطان باشد، اما ادعا کند که می‌تواند در جامعه عدالت را اجرا کند. چنین چیزی ممکن نیست. هرکس که بخواهد در محیط زندگی مردم منشاء عدالت بشود، اول باید در درون خود تقوای الهی را رعایت کند. تقوا یعنی مراقبت برای خطا نکردن. البته معنای این حرف آن نیست که انسان خطا نخواهد کرد. خیر، بالاخره هر انسان غیرمعصومی دچار خطا می‌شود. اما این مراقبت یک صراط مستقیم و یک راه نجات است و از غرق شدن انسان جلوگیری می‌کند و به انسان قدرت می‌بخشد. انسانی که مراقب خود نیست و در عمل و کلام و زندگی شخصی خود دچار بی‌عدالتی و بی‌تقوایی است، نمی‌تواند در محیط جامعه منشاء عدالت اجتماعی باشد. این جاست که امیرالمؤمنین ـ علیه الصلاة والسلام ـ درس همیشگی خودش را به همه کسانی که در امور سیاسی جامعه خود نقشی دارند، بیان کرده است. «من نصب نفسه للنّاس اماماً فلیبدأ بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره» هرکس که خود را در معرض ریاست، امامت و پیشوایی جامعه می‌گذرد ـ در هر محدوده‌ای ـ اول باید شروع به تأدیب و تربیت خود کند؛ بعد شروع به تربیت مردم کند. یعنی اول خودش را اصلاح کند بعد به سراغ دیگران برود. (26/12/79)

 

Ø     در درجه اول، فرد با ایمان را انتخاب کنید.

 

قوام نظام جمهوری اسلامی به اعتمادهای مردم نسبت به کسانی است که برای تصدّی مراکز قدرت انتخاب می‌کنند. باید به خواسته‌های مردم عمل و به اعتماد آنها پاسخ داده شود. آن طرف قضیه باید امانت شما را رعایت کنند و به اعتماد شما پاسخ دهد. این طرف قضیه هم ـ که شما هستید ـ باید چشم خود را باز کنید و متوجه باشید که به چه کسی رأی می‌دهید و چه کسی را انتخاب می‌کنید. بعضی از جناح‌ها و گروه‌ها و باندها طوری عمل کردند که مردم دیگر به معرفی آنها اعتماد نمی‌کنند و این که مردم به معرفی افراد و جناح‌ها و گروه‌ها اعتماد نکنند، ضایعه است.

 

در انتخابات سعی کنید در درجه اول انسان‌های مؤمن و با ایمان را انتخاب کنید. تبلیغات دشمنان و پیروان آنها در راستای کم‌رنگ کردن ایمان در جامعه است. می‌گویند ایمان چیست؟ پاسخ این است که اگر ایمان نباشد، لیاقت و کارآیی هم به کار نخواهد آمد. فردی که لایق‌تر است اگر ایمان نداشت، بیشتر دزدی می‌کند و لطمه می‌زند. اگر ایمان داشت، لیاقت و عرضه و کاردانی‌اش برای مردم مفید خواهد بود. بنابراین مردمان با ایمان، با لیاقت، کاردان و امین را انتخاب کنید و مراقب عملکرد آنها باشید. (6/12/81)

 

Ø     ایمان به خدا و عمل صالح کارگزاران، کلید موفقیت نظام اسلامی است.

 

ما قله بلند و رفیعی را در نظر گرفته‌ایم که عبارت است از همین زندگی مطلوب انبیاء و اولیای الهی. همه تلاش و همت و همه فکر و ذکر ما این است که خودمان را به این قله نزدیک کنیم. البته فاصله زیاد است و راه دشوار؛ اما رسیدن به دامنه‌های بالا و والاتر مغتنم و لذت بخش است؛ ما دنبال این هدف هستیم. کلید موفقیت این کار در نظام اسلامی چیست؟ کلید موفقیت این است که مسئولان نظام اسلام ـ همچنان که در آیه قرآن ذکر شده است ـ از ایمان و عمل صالح برخوردار باشند. ایمان و عمل صالح فقط اعتقاد به خدا و خواندن نماز و گرفتن روزه نیست؛ بلکه ایمان یعنی ایمان به خدا؛ ایمان به وعده الهی؛ ایمان به آنچه که خدای متعال برای بشر دردستورات تشریعی خود به وسیله انبیا فرستاده است؛ ایمان به درستی راه خود. «امن الرّسول بما انزل الیه من ربّه و المؤمنون»؛ خود پیغمبر به راه خود ایمان داشت. مؤمنین هم به دنبال سر پیغمبر به راه خودشان ایمان داشتند. خدای متعال به ما وعده‌هایی داده است؛ باید به این وعده‌ها ایمان داشته باشیم. (2/1/83)


 

2- ساده زیستی و مبارزه با اشرافیت

 

Ø     بترسید، ما هم مترفین میشویم.

 

 

Ø     دنیا طلبی مسئولان نظام اسلامی، نقص است.

 

 

Ø     مشی امیرالمؤمنین تلاش زیاد در دنیا و برداشت اندک از آن بود.

 

بی‌اعتنایی به دنیا یعنی بی‌اعتنایی به تلاش دنیا. چه کسی از امیرالمؤمنین(ع) در دنیا پرتلاش‌تر بود؟! چه کسی بیشتر از امیرالمؤمنین(ع) از قدرت بازو، قدم، مغز، جسم، روح، مال و همه نیروهای خود برای ساختن دنیای خود استفاده کرده است؟! اشتباه نکنیم! بی‌رغبتی به دنیا، به معنای پشت کردن به تلاش، سازندگی، مبارزه و ساختن جهان به شکل مطلوب نیست. آن زحمت‌ها را باید کشید. آن کسی که بی‌رغبت به دنیاست، زاهد است. یعنی همه آن زحمتها را می‌کشد، مجاهده می‌کند، مبارزه می‌کند، خود را در میدان‌های مبارزه ـ حتی ـ به خطر هم می‌اندازد تا پای جان هم پیش می‌رود. بازوی او، پای او، مغز او، جسم او، روح او، دارایی او هم ـ اگر داردـ در راه ساختن دنیای خوب مصرف می‌شود. منتها وقتی نوبت برداشت شخصی از خزانه دنیا می‌رسد، کم برمی‌دارد، این معنای زهد است. پای شخص او وقتی به میان آمد و زندگی شخصی او وقتی مطرح شد، حظّ خود را از لذایذ مادی کم می‌کند. این هم که کم می‌کند نه از این باب است که می‌خواهد غرایز مادی را سرکوب کند. نه! در همان حدی که طبیعت انسان هست، به طور معمول لذّات و زیبایی‌های زندگی را هم مورد استفاده قرار می‌دهد. اما نه با ولع و نه مثل یک انسان حریص. (17/10/71)

 

Ø     دولتمردان باید خود را با ضعفای جامعه بسنجند، نه اعیان و اشراف.

 

آن حضرت در جایی دیگر از نهج البلاغه می‌فرماید:«انّ الله تعالی فرض علی ائمة الحق ان یقدّروا انفسهم بضعفة النّاس»؛ یعنی صاحبان مناصب در نظام حق، حق ندارند خودشان را با اعیان و اشراف مقایسه کنند و بگویند چون اشراف و اعیان این‌گونه خانه و زندگی دارند و این طور گذران می‌کنند، پس ما هم که صاحب این منصب و این مسئولیت در جمهوری اسلامی یا در نظام اسلامی و حاکمیت اسلامی هستیم، سعی کنیم مثل آنها زندگی کنیم؛ یا این که چون رؤسا و مسئولان و وزرای کشورهای دیگر در نظام‌های غیر الهی و غیر حق این طور زندگی می کنند، این طور خوشگذرانی می‌کنند و این گونه از امکانات مادی استفاده می کنند، ما هم بایستی همان طور زندگی کنیم نه، حق ندارند زندگی شان را با اعیان و اشراف و متمکنان و یا با منحرفان اندازه گیری کنند. پس با چه کسانی باید زندگی خودشان را اندازه بگیرند؟ «ان یقدّروا انفسهم بضعفة النّاس» ؛ با مردم معمولی، آن هم ضعیف ها و پایین ترهاشان.

 

در این عبارت، این تعبیر نیست که مثل آنها زندگی کن ـ ممکن است هرکسی نتواند آن گونه زندگی را بر خودش تنگ بگیردـ اما این هست که خودت را با او اندازه بگیر و با او مقایسه کن، نه با اعیان و اشراف و با فلان پولدار و فلان سرمایه دار. مسئول و صاحب یک منصب درنظام اسلامی و نظام حق، نباید طوری زندگی کند که باب اعیان و اشراف و متمکنان و برخورداران جامعه یا مسئولان کشورهای غیراسلامی است؛ نه، اینطور نیست. این فرهنگ غلطی است که هرکس در مسئولیت‌های دولتی به مقام یا مسئولیتی رسید، باید فلان طور خانه یا فلان طور وسیله رفت و آمد یا فلان طور امکانات زندگی داشته باشد. نه، دستور امیرالمؤمنین این نیست. فقط مربوط به آن زمان هم نیست؛ مربوط به همه زمان‌هاست.

 

این مربوط به مسئولان و صاحبان مناصب در نظام اسلامی است. باید خودشان را با مردم ضعیف بسنجند نه با برخورداران جامعه. (25/9/79)

 

Ø     مسئولان اسلامی نباید تجمل آمیز زندگی کنند.

 

 

Ø     ترویج اشرافیگری، خیانت به ملت و موجب لعن ابدی است.

 

 

 

3- شجاعت و عدم سازشکاری

 

Ø     نرمش در برابر آمریکا، کاهش رأی مردم را به دنبال دارد.

 

اگر کسی از نامزدهای ریاست جمهوری ، کمترین نشانه نرمشی در مقابل آمریکا، در مقابل دخالت‌های دولت‌های غربی، در مقابل تجاوزهای فرهنگی و سیاسی بیگانگان نشان بدهند، همه دنیا باید بدانند که ملت ما به چنین کسی قطعاً رأی نخواهد داد. مردم به کسی رأی می‌دهند که بدانند در مقابل آمریکا و افزون طلبی‌های دولت‌های متجاوز و پرتوقع و خودکامه و کسانی که می‌خواهند اراده خود را بر ملت ایران تحمیل کنند، ایستادگی می‌کند. هرکسی را که مردم این مواضع را بیشتر از او ملاحظه کنند، به او بیشتر گرایش پیدا می‌کنند. البته ما متن مردم را می‌گوییم. ممکن است در گوشه‌ای چهار نفر آدم هم باشند که دارای سلایق مخصوصی باشند و عکس متن مردم فکر بکنند؛ به آنها کاری نداریم. متن ملت ایران، این است. (17/2/76)

 

Ø     بدبختی بسیاری از ملتها به واسطه عدم شجاعت مسئولانشان است.

 

 

 

4- دلسوزی، کارآمدی و کفایت

 

Ø     مردم، مسئول دلسوز، با کفایت و کارآمد میخواهند.

 

 

Ø     مدیر مؤثر و انقلابی

 

 

Ø     امیدواریم دولتی کارآمد و با کفایت مشکلات کشور را برطرف کند.

 

 

 

5- نشاط، شادابی و کاردانی

 

Ø     مردم باید با چشم باز، رئیس جمهور شاداب و با نشاط را انتخابات کنند.

 

 

 

Ø     نیاز کشور، رئیس جمهور با نشاط، کاردان، توانا و پیگیر است.

Ø     به دوش کشیدن این بار، نشاط، همت، قدرت و هوشمندی لازم دارد.

 

اصلح یعنی کسی که برای ریشه کنی فقر و فساد عزم جدی داشته باشد؛ یعنی کسی که به حال قشرهای محروم و مستضعف دل بسوزاند. اصلح کسی است که هم به ترقی و پیشرفت کشور و توسعه اقتصادی و غیراقتصادی بیندیشد؛ هم زیر توهمات مربوط به توسعه، آن چنان محو و مات نشود که از یاد قشرهای مظلوم و ضعیف غافل بماند. اصلح کسی است که به فکر معیشت مردم، دین مردم، فرهنگ مردم و دنیا و آخرت مردم باشد. اصلح کسی است که بتواند این بار عظیم را بر دوش بگیرد. هرکسی نمی‌تواند این بار را بر دوش بگیرد. نشاط و حوصله و همت و قدرتِ لازم و هوشمندی لازم دارد. البته هرکس صلاحیتش در مراکز قانونی تأیید شود، صالح است؛ اما باید در بین صالح‌ها گشت و صالح‌تر را پیدا و او را انتخاب کرد. این، هنر شما مردم است. (17/2/84)

منبع من:http://www.bultannews.com/fa/news

 

 






تاریخ : پنج شنبه 96/2/28 | 3:46 عصر | نویسنده : fateme ghodrati | نظرات ()

 

انتخابات در سخنان مقام معظم رهبری

انتخابات در کشور ما یک حرکت نمایشی نیست. پایه های نظام ما همین انتخابات است.[1]

 یکی از پایه ها [نظام جمهوری اسلامی], انتخابات است.[2]

 مردم سالاری دینی با حرف نمی شود؛ مردم سالاری دینی با شرکت مردم, حضور مردم, اراده مردم, ارتباط فکری و عقلانی و عاطفی مردم با تحولات کشور صورت می گیرد؛ این هم جز با یک انتخابات صحیح و همگانی و مشارکت وسیع مردم ممکن نیست. این مردم سالاری, عامل پایداری ملت ایران است.[3]

 انتخابات سرمایه گذاری عظیم ملت ایران است.[4]

 [انتخابات] مثل این [است] که شما سرمایه ی سنگین و عظیمی را در بانک می گذارید, بانک با آن کار می کند و شما از سودش استفاده می کنید.[5]

 آراء یکایک شما مردم سهمی است ا زهمان سرمایه گذاری و سپرده گذاری. هر رأیی که شما در صندوق می اندازید, مثل این است که یک بخشی از پول آن سپرده را دارید تأمین می کنید.[6]

 یک رأی هم اهمیت دارد.[7]

 هرچه انتخابات پرشورتر باشد, عظمت ملت ایران بیشتر در چشم مخالفان و دشمنان دیده خواهد شد؛ برای ملت ایران حرمت بیشتری خواهند گذاشت؛ دوستان شما هم در دنیا خوشحال می شوند.[8]

 عظمت ملت ایران را حضور مردم در انتخابات نشان می دهد, انتخابات این است.[9]

 بنده همواره در درجه اول در انتخابات سعیم بر این است که به مردم عرض کنم حضور شما در این انتخابات مهم است.[10]

 [انتخابات], تصدیق و تأیید و مستحکم کردن نظام جمهوری اسلامی است.[11]

 انتخابات با سرنوشت مردم سر و کار دارد؛ بخصوص انتخابات ریاست جمهوری که سپردن قوه ی اجرائیه ی کشور به دست یک نفر و یک مجموعه است که کشور را برای مدت چند سال اداره کنند.[12]

 کسانی که برای انتخابات خود را نامزد می کنند, بدانند که انتخابات یک وسیله ای است برای بالا بردن توان کشور, برای آبرومند کردن ملت.[13]

 انتخابات فقط ابزاری برای قدرت طلبی نیست.[14]

 مبادا نامزدها در اثنای فعالیت های انتخاباتی خودشان جوری رفتار کنند و حرفی بزنند که دشمن را به طمع بیندازند. رقابت ها را منصفانه کنند, حرف ها را منصفانه کنند, از جاده ی انصاف خارج نشوند.[15]

 میدان برای همه باز است؛ [نامزدها] بیایند در میدان انتخابات خود را بر مردم عرضه کنند.[16]

 درباره ی موضع رهبری در مورد انتخابات, گمانه زنی و شایعه و این ها همیشه بوده و خواهد بود. بنده یک رأی دارم, آن را در صندوق می اندازم. به یک نفری رأی خواهم داد, به هیچ کس دیگر هم نخواهم گفت که به کی رأی بدهید, به کی رأی ندهید؛ این تشخیص خود مردم است.[17]

 حمایت کردن از خدمتگزاران در کشور, وظیفه ای است که هم من دارم, هم همه دارند؛ این مربوط به اعلام موضع انتخاباتی نیست.[18]

بنده از هر حرکت خوبی, از هر اقدام خوبی, از هر پیشرفتی, از هر خدمتی به مردم, از هر دلجویی ای از محرومین, از هر ایستادگی در مقابل ظلم و استکبار استقبال می کنم و از آن کسی که این کار را کرده است, تشکر و سپاسگزاری می کنم؛ هر دولتی باشد, هر شخصی باشد؛ این وظیفه من است.[19]

 انتخابات یکی از آن عرصه های بسیار حساس و تعیین کننده است.[20]

 اگر هر دوره ای از این دوره های انتخابات را شما ملاحظه کنید, تحلیل کنید, خواهید دید در هر کدام از انتخاب های ما _ چه انتخابات ریاست جمهوری و بعضی انتخابات های دیگر_ در هر برهه ای سعی گردانندگان تبلیغات خصمانه ی استکبار جهانی بر این بوده است که حضور مردم را کمرنگ کنند؛ انگیزه مردم را کم کنند؛ همت آنها را, امید آنها را نسبت به انتخابات از بین ببرند یا کمرنگ کنند.[21]

 آنچه در انتخابات بسیار مهم است, حضور عمومی مردم است؛ همه باید در انتخابات شرکت کنند؛ این یک وظیفه ملی است.[22]

 انتخابات یک فریضه است؛ همه باید شرکت کنند.[23]

 همه باید خود را موظف بدانند برای اینکه در انتخابات شرکت کنند.[24]

 انتخابات در کشور ما در مقایسه با انتخاب هایی که ما می بینیم در دنیا دارد انجام می گیرد و خبرش را داریم, جزو سالم ترین هاست؛ انتخاباتِ خوبی است.[25]

 آنچه که اصل است, حضور در انتخابات است؛ باید همه در انتخابات شرکت کنند؛ این یک وظیفه عمومی است.[26]

 یکی از نمونه های عظمت این نظام, همین انتخابات است.[27]

 یکی از آن شاخصه های مهم پیروزی ملت ایران {انتخابات} است.[28]

 این انقلاب با شجاعت تمام بر آراء مردم تکیه می کند؛ خاطرش جمع است و می خواهد این انتخابات که به معنای دخالت مردم, حضور مردم, تصمیم گیری مردم است, به هر قیمتی باشد؛ این را اصرار می کند.[29]

 سعی شود اهمیت و ارزش و عظمت انتخابات محفوظ بماند؛ معلوم باشد. مردم با امید و اعتماد به پای صندوق ها بروند.[30]

 قریب به سی سال است که دستگاه های مجری این مملکت دارند انتخابات را انجام می دهند با سلامت کامل.[31]

 بعضی ها حتی شرم نکردند, گفتند ناظر بین المللی بیایند نظارت کنند بر این انتخابات؛ بیگانه ها, دشمن ها که با اصل انتخابات و با اصل ملت ایران مخالفند؛ با هر چیزی که به نفع ایران است مخالفند, اینها بیایند بشوند قاضی! این, بزرگ ترین جسارت به ملت ایران است.[32]

 آراء مردم دست اینها {وزارت کشور, شورای نگهبان, ناظران و مجریان} امانت است؛ نگذارند کسی دخالت بکند؛ نفوذ بکند.[33]

 حیثیت انتخابات عظیم مردم و این کار بزرگ مردم را مرتب با اینکه شبهه اندازی کنند که آره, بناست تقلب بشود, بناست فلان بشود, نشکنند.[34]

 در انتخابات با کرامت رفتار کنند همه؛ چه آنهایی که نامزد می شوند, چه آنهایی که طرفدار آنهایند, چه آنهایی که مخالف با بعضی از نامزدها هستند.[35]

 جناح های مختلف کشور, بداخلاقی و بدگویی و اهانت و تهمت و این حرف ها را مطلقاً راه ندهند. این از آن چیزهایی است که اگر پیش بیاید, دشمن از او خوشحال می شود.[36]

 نگذارید انتخابات بشود ملعبه دست بیگانگان.[37]

 انتخابات مال ملت ایران است, مال جمهوری اسلامی است, مال اسلام است.[38]

 ملت ایران وقت انتخابات که می رسد, احتیاج به بصیرت دارد؛ نگاه کند ببیند دشمن چه موضعی گرفته است در قبال این حرکت عظیم مردمی؛ حواس خود را جمع کند, تصمیم درست بگیرد. این هم وظیفه ی ما مردم است که بایستی مراقبت کنیم.[39]

 من اصرارم در همه انتخابات ها بر حضور است.[40]

 باید آمد سر صندوق رأی, به کوری چشم دمشن بایستی رأی داد.[41]

 دشمن می خواهد که ملت انتخابات نداشته باشد.[42]

 وقت انتخابات هم که می شود _ شاید یادتان هست _ غالباً از انتخابات یک حرفی می زنند که معنایش این است که مردم در انتخابات شرکت نکنید؛ کارهایی می کنند, تلاش می کنند؛ گاهی به وسیله آدم های غافل و فریب خورده, گاهی به وسیله آدم های وابسته, کارهایی می کنند که بلکه مردم را از شرکت در این مراسم عظیم باز بدارند, که انتخابات یکی از این مراسم بسیار عظیم است.[43]

 من توصیه ام به مردم در درجه اول این است که بیایند وارد میدان انتخابات شوند, صندوق های رأی را پررونق کنند. خود این صفوفی که ایستادند, ممکن است زحمت هم داشته باشد؛ در هوای سرد؛ یک ساعت _ کمتر, بیشتر _ امام این مجاهدت است, این جهاد است؛ این زحمت پیش پای خدای متعال ارج دارد. بروند رأی بدهند.[44]

به کی رأی بدهند؟ شاخص این است که شعارهای انقلاب بایستی به وسیله مسئولین و منتخبین ما روزبه رو زنده تر شود. ... علاج دردهای این ملت و وسیله رسیدن به آرمان های این ملت, شعارهای انقلاب است؛ اینها باید حفظ شود. آن کسانی که با این شعارها به معنای حقیقی کلمه مخالفند, دشمن این شعارهایند؛ اینها نباید در مراکز تصمیم گیری واقع بشوند.[45]

 باید کسی... را {انتخاب کنیم که}, معتقد به توانایی های ملی باشد, معتقد به اسلام, معتقد به انقلاب باشد و شاخص ها را قبول داشته باشد. این آن نقطه ی حساس است.[46]

 با انتخابات شما اینها دشمنند؛ با اصل انتخابات دشمنند؛ با حضور پرشور و گسترده ی مردم در انتخابات دشمنند؛ با انتخاب آدم های اصلح و طرفدار حقوق مردم و متعبد و پایبند به مبانی اسلامی و ارزش های اسلامی مخالفند, دشمنند؛ چرا؟ چون می دانند اینها هم انتخابات, هم حضور گسترده ی مردم, هم حضور آدم های مناسب و شایسته ..., به ضرر آنهاست؛ لذا محافظت می کنند. هر جور مخالفتی که می توانند می کنند؛ تبلیغات می کنند, رادیو به راه می اندازند, در رادیوهای گوناگونشان به خیال خودشان مردم را از انتخابات دلسرد می کنند _ دارند به خیال خودشان کار می کنند _ نتیجه هم ان شاءالله کاملاً بعکس است.[47]

 چون می دانند که ملت ایران با حضور پرشور در انتخابات برای خود قدرت می آفریند, عزت خلق می کند, می خواهند این نباشد. البته از همین حالا معلوم است, در طول این سی سال گذشته هم معلوم بوده است که هر وقت دشمنان این ملت سعی کردند مردم در انتخاباتی شرکت نکنند و تبلیغات کردند, مردم بعکس پرشورتر در انتخابات شرکت کرده اند. این دفعه هم همینجور خواهد شد به توفیق الهی.[48]

 آنها می دانند که حضور پرشور مردم در انتخابات به مردم قدرت می دهد و آنها دیگر نمی توانند نقشه هایشان را نسبت به ایران اجرا کنند. می خواهند این نباشد. تمام دستگاه های تبلیغاتی شان را به راه انداخته اند که مردم را از حضور در انتخابات منصرف کنند. عواملشان هم البته هستند متأسفانه؛ غیر از رادیوها و وسائل تبلیغاتی آنها, گاهی در گوشه و کنار در داخل هم هستند, برای یانکه مردم را از انتخابات دلسرد کنند.[49]

 {دشمنان} برای اینکه اینها {خدمات مسئولان} را از چشم مردم دور کنند و مردم را دلسرد کنند, هر چه می تواند و در چنته دارند, علیه دولت, علیه مجلس, علیه مسئولین بیان می کنند, تا مردم را دلسرد کنند. یا مثلاً شبهه ی در خود انتخابات, که آیا این انتخابات آزاد است, آیا آزاد نیست؟ آیا رد این انتخابات دستکاری نمی شود, تقلب نمی شود؟ من می توانم با اطمینان کامل به شما عرض کنم که انتخابات ... درست انجام می گیرد.[50]

 شرکت و حضور در انتخابات برای مردم, هم یک فریضه سیاسی است, هم یک فریضه دینی است. این مثل این است که یک انسانی بدن خودش را با ویتامین و با غذاهای مقوی تقویت کند؛ وقتی بدن تقویت شد, میکروب ها دیگر نمی توانند در او نفوذ کنند؛ دشمنی هم اگر حمله کرد, می تواند از خودش دفاع کند. این, مهمترین مسئله در باب انتخابات است؛ یعنی حضور مردم.[51]

 من خواهش می کنم همیشه, در همه دوران ها, انتخابات ها را وسیله ای قرار بدهید برای قوت ملی, برای افزایش اقتدار ملی؛ نه برای تضعیف نظام و تضعیف آبروی ملت.[52]

 جنجال هایی که بعضاً از طرف بعضی از احزاب و گروه ها و جریان های سیاسی و جناح های بداخلاق در اطراف انتخابات می شود, تضعیف کننده کشور و ملت و نظام است.[53]

 جناح های مختلف, جریان هیا مختلف, گرایش های مختلف, با شوق و ذوق و علاقه مندی همه عواملشان را بسیج کنند و انتخابات را به عنوان یک هدف عالی, هدف خوب, هدف شیرین مورد توجه قرار بدهند و به دعوا و جنجال و اهانت و پنجه به روی هم کشیدن قضایا را نکشانند.[54]

 انتخابات را وسیله ای بکنید برای اینکه دشمنان را ناامید بکنید.[55]

 ملت ایران انتخابات را قدر بدانند.[56]

 انتخابات یک نمایشگاه است برای نشان دادن عزم و رشد ملی ملت ایران, استقامت ملت ایران, دانایی و هوشیاری ملت ایران, پایبندی ملت ایران به نظام مردم سالاری دینی.[57]

 آن کسانی که به وسیله شورای نگهبان صلاحیت آنها اعلام می شود, معنایش این است که یان از حداقل صلاحیت مورد نیاز برخوردار است. در بین این کسانی که اعلام می شوند, افرادی هستند با صلاحیت های بالاتر, افرادی هستند در سطح پایین تر. هنر ملت ایران ... این است که دقت کنند, نگاه کنند, بشناسند اصلح را, بهترین را انتخاب کنند؛ بهترین از لحاظ ایمان, بهترین از لحاظ اخلاص و امانت, بهترین از لحاظ دینداری و آمادگی یرای حضور در میدان های انقلاب؛ دردشناس ترین و دردمندترین نسبت به نیازهای مردم را انتخاب کنند.[58]

 مردم توجه باید داشته باشند که تبلیغات رنگین و متنوع ملاک نیست؛ وعده های غیرعملی ملاک نیست.[59]

 وعده های غیرعملی دادن, وعده های بزرگ دادن, اینها ملاک نیست؛ باید مردم توجه کنند؛ گاهی علامت منفی هم هست. از طرف علاقه مندان به نامزدهای انتخاباتی گوناگون, بداخلاقی های انتخاباتی, شایسته ملت ما نیست؛ تهمت زدن آدم های مؤمن را, مصونیت دار از لحاظ اسلامی و شعری را؛ در معرض هتک آبرو قرار دادن در شبنامه ها, در مطبوعات, در پایگاه های اینترنتی و غیره, اینها اصلاً مصلحت نیست.[60]

 من به طور جد از همه کسانی که نسبت به نامزدهای مختلف علاقه مندی ای دارند, درخواست می کنم, اصرار می کنم که این علاقه مندی خودتان را از راه تخریب دیگران, اهانت به دیگران, متهم کردن دیگران نشان ندهید.[61]

 از نامزد مورد علاقه خودتان تمجید کنید, تعریف کنید؛ اما دیگران را تخریب نکنید. این علامت بدی است.[62]

از بداخلاقی های انتخاباتی باید بشدت پرهیز کنند؛ بدگویی کردن, اهانت کردن, تهمت زدن, برای عزیز کردن خود و یا نامزد مورد نظر خود, دیگران را و رقبا را در چشم مردم خوار کردن, اینها راه ها و روش های صحیح و اسلامی نیست. رقابت باید باشد؛ رقابت مثبت و پرشور, اما با رعایت موازین اخلاقی.[64]

انتظارهای رهبری از دولت

 هر کس ملت را به تفرقه دعوت کند، هر کس سعی کند میان ملت و مسئولان کشور فاصله بیاندازد، هر کس بر طبل اختلافات بکوبد، کاری برخلاف مصلحت این کشور و ملت انجام داده است؛ هر کی می خواهد باشد.[66]

نظام جمهوری اسلامی اتکالش به خداست ـ دستگاه دیپلماسی ما، فعالیت های گوناگون دولت های ما در دنیا در محدوده ی ارتباطات بین المللی و فعالیت های متعارف سیاسی طبق ارزیابی های خود آنها، جزو کشورخای فعال به حساب می آید و فعالیت های ما موفق به حساب می آید در عین حال به هیچ قدرتی، به هیچ دوستی اتکال و اتکاء نمی کنیم.[69]

  نگذارید اختلاف سلیقه ها شما را در مقابل هم سینه به سینه قرار بدهد.[71]

رقابت خیلی خوب است؛ اما دست به گریبان شدن، دعوا کردن، آن هم بر سر چیزهای کوچک، سر چیزهای بسیار کوچک و حقیر، نه. این را ما نمی پسندیم؛ هم در محیط دانشگاه، هم در محیط کل کشور، هم در محیط روحانیت؛ در همه ی محیط ها.[72]

 انکار نقش مردم و بی اعتنائی به حضور مردمی ـ که متأسفانه امروز در بعضی از نگاه های شبه روشنفکرانه، انسان مشاهده می کند ـ خطاست.[73]

 ما هرکداممان در هر جائی که هستیم، باید برای سرنوشت کشور و برای آینده ی کشور، احساس مسئولیت و تعهد کنیم و بدانیم که می توانیم نقش ایفا کنیم.[75]

راه پیروزی نهائی و کامل ملت ایران این است که این خط مستقیم، خط ایمان؛ ایمان به خدا، ایمان به خود، ایمان به قدرت ملی، اعتماد به نفس ملی و راه حرکت و مجاهدت در همه ی اشکالش؛ مجاهدت علمی، مجاهدت عملی ـ و آنجائی که لازم است، مجاهدت نظامی و ایمان و جهاد را از دست ندهند.[76]

 اعتماد به مردم، عقیده واقعی به مشارکت مردم. بعضی ها اسم مردم را می آورند؛ اما حقیقتاًر اعتقادی به مشارکت مردم ندارند. بعضی اسم مردم را می آورند؛ اما به مردم اعتماد نداردند. بنای جمهوری اسلامی بر اعتماد به مردم و اعتقاد به مشارکت مردم است.[77]

 من نگرانی ام از این نیست که حرفی زده شود، از کسی انتقاد شود؛ نه. یک نفر انتقاد می کند، یک نفر هم جواب می دهد. نگرانی من از رائج شدنِ اخلاق بی انصافی در جامعه است.[84]

خدمات فراوانی انجام می گیرد، انسان همه را کنار بگذارد، به نقطه ای بچسبد، این درست نیست.[85]

 همه مراقب باشند یکدیگر را تخریب نکنند. این فضای تخریب، فضای خوبی نیست. مردم هم خوششان نمی آید.[86]

 اگر شما خیال می کنید که شما بیائید و فلان مسئول یا فلان جریان را مذمت کنید، مردم لذت می برند و خوششان می آید، اشتباه می کنید. مردم از فضای تخریب خوششان نمی آید.[87]

 بعضی ها با نام عقلانیت، با نام اعتدال، با نام پرهیز از جنجال و دردسر بین المللی، می خواهند از مبانی انقلاب و اصول انقلاب کم بگذارند! این نمی شود؛ این نمی شود. این نشانه ی بی صبری و نشانه ی خسته شدن است. گاهی این خسته شدن را ـ که خودشان خسته شده اند ـ به مردم نسبت می دهند: مردم خسته شده اند! نه، نخیر.[88]

وقتی مردم ببینند شما که مسئول جمهوری اسلامی هستید، افتخار می کنید، اعتزاز می کنید، به مسلمانی خودتان، به ضد استکباری بودن خودتان، به ضد استبدادی بودن خودتان، و از طرفی افتخار و اعتزاز می کنید به خدمتگزاری مردم؛ با مردم هستید، با مردم انس پیدا می کنید، ه مردم محبت می کنید، از مردم کمک می خواهید در مسائل گوناگون، خوب، مردم خرسند می شوند؛ مردم این مسئول را دوست می دارند؛ خوششان می آید. ما وظیفه مان این است.[89]

در خدمت به مردم جدیت وجود دارد. رفتن به شهرها، رفتن به شهرهای کوچک، همه نقاط کشور را زیر پا گذاشتن و هیچ نقطه ای از کشور را از منظر خبرگی و کارشناسی دور قرار ندادن، اینها چیزهای باارزشی است. این امتیاز اول است؛ در هر مجموعه ای این امتیاز وجود داشته باشد، جا دارد که انسان از آن قدردانی کند، به آن تصریح کند و امیدوار و مطمئن باشد که خدای متعال هم به آن مجموعه کمک خواهد کرد و ثواب خواهد داد.[90]

  استکبار ستیزی ـ که معنای ویژه ی انقلابی خودش را دارد ـ در این دولت تشخیص و تمیّز پیدا کرد. معنای استکبارستیزی دشمنی کردن با دولت های دنیا نیست، معنایش دشمنی کردن با استکبار است... ستیزه ی با این حالت هم یک حالت مطلوب اسلامی است. این هم یکی از خصوصیات این مجموعه است که خوشبختانه برجسته است.[93]

مسئله ی اعاده ی عزت ملی و ترک انفعال در مقابل سلطه و تجاوز و زیاده طلبی سیاست های دیگران و ترک شرمندگی در مقابل غرب و غرب زدگی را هم انسان در این دولت احساس می کند.[94]

  یکی از مظاهر دفاع از عزت هم همین مسئله انرژی هسته ای است. مسئله ی انرژی هسته ای، برای ما فقط این نبود که ما می خواستیم یک فناوری داشته باشیم، دیگران می خواستند ما نداشته باشیم؛ این فقط بخشی از قضیه است. بخش دیگر قضیه این بود که قدرت های گوناگون، پُررو، متجاوز، زورگو و دنباله ها و اقمار بی ارزش آنها، می خواستند حرف خودشان را در این زمینه بر ملت ایران تحمیل کنند. خب، ملت ایران، دولتِ شما و شخص رئیس جمهور، در مقابل این زورگویی و این تحمیل و این افزون طلبی ایستادید؛ خدای متعال هم کمک کرد؛ پیش رفتید. این ها آن بخش ها و اجزاء گفتمان عمومی این دولت است که برای من اهمیت دارد.[96]

روند غرب باوری و غرب زدگی را که متأسفانه داشت در بدنه ی مجموعه های دولتی نفوذ می کرد، متوقف کردید؛ این چیز مهمی است. حالا یک عده ای در جامعه، ممکن است به هر دلیلی شیفته ی یک تمدنی یا یک کشوری باشند؛ اما این وقتی به بدنه ی مدیران انقلاب و مجموعه های انقلاب نفوذ می کند، چیز خیلی خطرناکی می شود. این دیده می شد؛ خب، جلویش گرفته شد.[97]

گرایش های سکولاریستی ـ که متأسفانه بازداشت در بدنه ی مجموعه ی مدیران کشور نفوذ می کرد ـ جلویش گرفته شد. نظام انقلابی، بر مبنای دین و بر مبنای اسلام و بر مبنای قرآن شکل گرفته و به همین دلیل از حمایت میلیونی این ملت برخوردار شده و جان هایشان را کف دستشان گرفته اند و جوان هایشان را به میدان های خطر فرستاده اند؛ آن وقت مسئولان یک چنین نظامی دم از مفاهیم سکولاریستی بزنند؟! «یکی بر سر شاخ و بن می برید»؛ یعنی خودشان بنشینند و بنا کنند بنِ این مبتنا و قاعده را کلنگ زدن! خیلی چیز خطرناکی بود، خب، الحمدلله اینها جلویش گرفته شد.[98]

جرأت در مقابله ی با فساد. مقابله ی با فساد کار سختی است. یک وقت بنده گفتم که این اژدها هفت سرِ فساد را به این آسانی نمی شود قلع و قمع کرد؛ خیلی کار سختی است. نه اینکه حالا بگویک قلع و قمع شده؛ نخیر، الآن هم قلع و قمع نشده؛ لیکن جرأت مقابله ی با آن هست. خب، وقتی اجزاء مجموعه، خودشان آلوده ی به فساد نباشند، طبعاً جرأتشان بیشتر است. بسیاری از مجموعه ای قبلی هم حقیقتاً پاکیزه بودند ـ یعنی آلودگی نداشتند ـ اما بالاخره جرأت در مقابله ی فساد یک امتیازی است که در شما هست.[100]

 ما امروز در مقابله با استکبار, در سیاست خارجی زبانمان زبان طلبکاری, عزت, اقتدار معنوی و اقتدار ملی است؛ آن وقت بعضی بیایند همین را به عنوان نقطه ضعف وانمود کنند که نه آقا! شما کاری کرده اید که فلان دولت ها از شما خوششان نیاید. خب, معلوم است که خوششان نمی آید. فلان دولت ها آن وقتی خوششان می آید که انسان تملق آنها را بگوید و حرف های آنها را به عنوان حرف های برتر ذکر بکند؛ خودش را کوچک کند و از حرف های خودش و حرف های انقلاب عقب نشینی کند؛ آن وقت آنها خیلی خوششان می آید![105]

 انتقاد خوب است, تخریب بد است؛ انتقاد خدمت است, تخریب خیانت است؛ نه خیانت به دولت, بلکه خیانت به نظام و خیانت به کشور است. نباید تخریب بکنند, انتقاد بکنند.[106]

 یک مسئله که همه ملت ایران باید به آن توجه داشته باشند, مسئله انتخاباتی است که در پیش رو داریم.[107]

 در این انتخابات, با شور تمام و با بصیرت کامل شرکت کنید.

 مردم به دولت اعتماد دارند؛ دولت, خود را جزو مردم و از جنس مردم می داند و می شمارد.[111]

     مهم ترین معیارها و ضوابط نامزدهای اصلح بر اساس برداشت از رهنمودهای امام راحل (ره) و مقام معظم رهبری، عبارتند از: آرمان­گرایی و تحکیم مبانی دینی نظام، کارآمدی، عدالت­خواهی و اصلاحگری انقلابی.

 ملت پیرو خطّ امام، دنبال این است که یک نفر صددرصد مکتبی، اسلامی و در خط اسلام را برای ریاست جمهوری انتخاب کند.

 انتخاب رئیس جمهور شایسته، حفظ حیثیت جمهوری اسلامی و ملت ایران است.

 جمهوری اسلامی را با انتخابمان انتخاب کردیم و با انتخابمان هم حفظش می کنیم.

 اگر به شدت آرزو داریم به آرزوهایمان جامه عمل بپوشانیم، در انتخابمان دقت کنیم.

 انتخاب درست، در حجم عظیم بایدها و نبایدها، یعنی ببینی کدام، تو را به حقیقت می رساند.

 خواسته ها و تمایلات ما، نیمی از زندگی است و بی­اعتنایی، نیمی از مرگ است. پس بی تردید، در صحنه انتخابات حاضر می شویم.

 انتخابات، انرژی خود را از حضور و اخلاص مردم تأمین می کند.

 به پا می­خیزیم و با انتخاب خدمتگزاری صالح و صدیق، امید بدخواهان را به ناامیدی بدل و درخت آزمندان را از ریشه قطع می کنیم.

 این بار هم، همگامی همراهان همیشه همدل انقلاب را با فریاد «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی»، در پای صندوق های رأی شاهد خواهیم بود.

شرکت در انتخابات این دوره نیز لبیک به «هل من ناصر» حسین(ع) است.

 

 

 

منبع من:http://www.shefanews.com/fa/news






تاریخ : پنج شنبه 96/2/28 | 3:30 عصر | نویسنده : fateme ghodrati | نظرات ()
   1   2   3   4   5   >>   >
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.