سفارش تبلیغ
صبا

چه متن قشنگیه !

 

قوی کسی است که,

نه منتظر میماند کسی خوشبختش کند،

 و نه اجازه میدهد کسی بدبختش کند!!

هر گاه زندگی را جهنم دیدی, 

سعی کن پخته از آن بیرون آیی...

سوختن را همه بلدند!!

زندگی هیچ نمیگوید, نشانت میدهد!!

با زندگی قهر نکن... دنیا منت هیچکس را نمیکشد...

یکی رفت و،

   یکی موند و،

       یکی از غصه هاش خوندو

          یکی برد و، 

             یکی باخت و، 

                یکی با قسمتش ساختو

                                          یکی رنجید، 

 

                         ""یکی بخشید""

 

            یکی از آبروش ترسید

        یکی بد شد،

     یکی رد شد، 

  یکی پابند مقصد شد 

تو اما باش،

          """خدا اینجاست...!!

با خود عهد بستم که به چشمانم بیاموزم،

فقط زیبائی های زندگی ارزش دیدن دارد،

و با خود تکرار می کنم که یادم باشد، 

هر آن ممکن است شبی فرا رسد،

و آنچنان آرام گیرم که دیدار صبحی دیگر برایم ممکن نگردد، 

پس هرگز به امید فردا "محبت هایم را ذخیره نکنم "،

و این عهد به من جسارت می دهد که به عزیزترین هایم ساده بگویم :

خوشحالم که هستید.... @kanooneshohadayeshatoor






تاریخ : پنج شنبه 96/9/16 | 8:1 عصر | نویسنده : fateme ghodrati | نظرات ()

همه عشق من این است مسلمان توام??

عجمی زاده و همشهری سلمان توام..

 میلاد پیامبر نور و رحمت حضرت محمد‌مصطفی صلی الله علیه و آله شیخ الائمه حضرت جعفربن‌محمد علیه السلام مبارک باد!????? اللهم عجل لولیک الفرج






تاریخ : پنج شنبه 96/9/16 | 1:56 عصر | نویسنده : fateme ghodrati | نظرات ()

ممکنه منتظر مهمان عزیزی بود ولی مهیای پذیرش او نبود ؟!

البته که غیر ممکنه !

افسوس که ما " غیر ممکن "  رو ممکن ساختیم و " ممکن " رو غیر ممکن ...

در وبلاگی چه زیبا نوشته شده بود که :

" امام زمان آمدنی نیست ، بلکه آوردنی است. "

و این جمعه هم گذشت ...

http://s5.picofile.com/file/8109934118/sossuvlei_namibia_Copy.jpg






تاریخ : یکشنبه 96/9/12 | 2:25 عصر | نویسنده : fateme ghodrati | نظرات ()
برای تعجیل در فرج مولا صلوات

گفتم: بیا تا از ته دل برای آقا دعا کنیم...

گفت: نه...

گفتم: برای چی؟


گفت: آخه من از....

من از اشکی که می ریزد زچشم یارمی ترسم
ازآن روزی که اربابم شود بیمارمی ترسم


گفتم : مگه ما دشمن آقا هستیم که می ترسی؟ مگه ما چکار کردیم؟


گفت : بگو چکار نکردیم...

همه ماندیم درجهلی شبیه عهد دقیانوس

من ازخوابیدن منجی درون غار می ترسم


گفتم : یعنی این همه اشکهایی که از چشم منتظرا میریزه کشکه ، باید حتما مثل حضرت یعقوب کور بشیم که تو باورت شه دلتنگ آقا هستیم؟


گفت:ظاهر بین نباش و....

رها کن صحبت یعقوب و کوری و غم فرزند
من ازگرداندن یوسف سر بازار می ترسم


گفت : همتون به آقا میگید جمعه بیاد ، جمعه بیاد.... اما من بهش میگم....

همه گویند این جمعه بیا ، امّا درنگی کن
ازاین که باز عاشورا شود تکرارمی ترسم


گفت : نمی دونی که هر وقت گناه میکنیم ،چه خونی به دل آقا می شه ! اما من می دونم....

شده کارحبیب من سحرها بهر من توبه
ز آه دردناک بعد استغفار می ترسم


گفتم :آخه اگر قرار بر ترس هم باشه ...تو که یک عمر نوکر در خونه ی آقا هستی از چی میترسی؟


گفت : درسته که ...

تمام عمر،خود را نوکر این خاندان خواندم
از آن روزی که این منصب کند انکار می ترسم



_ دیگه بغض کرده بود و اجازه نمی داد من حرف بزنم، اصلا انگار دیگه من رو نمیدید چون فقط خطاب به آقا صحبت می کرد و منم حیرون این همه عشق بودم و فقط گوش میدادم....



گفت : آقا جون ، یه چیزی شنیدم که دلم رو خیلی شکوند....

شنیدم روز و شب ازدیده ات خون جگر ریزد
من از بیماریِ آن دید? خونبار می ترسم


گفت : آقا جون ، ازت یه خواهشی دارم...

به وقت ترس و تنهایی تو هستی تکیه گاه من
مرا تنها میان قبرخود نگذار می ترسم


گفت : البته خودم میدونم که....

دلت بشکسته از من لکن ای دلدار رحمی کن
من ازنفرین و از عاق پدر بسیار می ترسم


گفت : اینو هم میدونم که .....

هزاران بار رفتم از درت شرمنده برگشتم
زهجرانت نترسیدم ولی این بارمی ترسم


گفت: هردفعه به یه رنگی در اومدم و ، مثل باد هربار یه طرف رفتم و هر دم

هم که......

دمی وصلم،دمی فصلم،دمی قبضم،دمی بسطم
من از بیچارگیّ آخر این کارمی ترسم

_دیگه آروم شده بود و حرف نمی زد و اشک نمی ریخت ، تا خواستم حرف بزنم ، گفت دیگه نمی خواد چیزی بگی ، فقط همین قدر بدون که....

جهان را قطر? اشک غریبی می کند ویران
من ازاشکی که می ریزد زچشم یار می ترسم،...می ترسم!


_راه افتاد که بره ، گفتم : هرچی که تو گفتی قبول ،ولی میگی که دیگه دعا نکنیم...

گفت : من نگفتم که دیگه دعا نکنیم...فقط میگم که ، یه نگاه به دور و برت بنداز ببین دنیامون چقدر برای اومدن آقا آماده هست...همین!

_داشت می رفت و من رو با یه دنیا ابهام رها میکرد...

دور و برم رو نگاه کردم که ببینم دنیامون چقدر برای اومدن آقا آمادست....

راست میگفت حالا می فهمم دلیل اون همه ترسی که داشت چی بود!!!!!

 

منبع من:http://myhasti.blogfa.com/author/myhasti
سلام.حواسمان را جمع کنیم. آیا آماده ایم که به آقا گله و شکایت میکنیم که چرا نمی آیی اگر بیاید و شویم مثال اهل کوفه آن گاه کیست که جبران کند خون مهدی فاطمه را. فقط با شما نیستم. من هم بدم . خوب میدانم. بیایید برای یک بار هم که شده  عمل کنیم و فقط حرف نزنیم.





تاریخ : یکشنبه 96/8/28 | 2:49 عصر | نویسنده : fateme ghodrati | نظرات ()

تصاویر شهادت امام رضا (ع),شهادت امام رضا (ع)

کارت پستال شهادت امام رضا (ع),کارت شهادت امام رضا(ع)

منبع من:http://www.beytoote.com

صلوات خاصه را به روح امام رضایمان تقدیم کنیم.برای تعجیل در فرج مولا و رفع گرفتاری های زلزله زدگان عزیزمان صلوات.






تاریخ : یکشنبه 96/8/28 | 2:29 عصر | نویسنده : fateme ghodrati | نظرات ()
امام رضا علیه السّلام فرمودند:

 

صدقه‌ بده‌ هرچند کم‌ باشد زیرا هر کار کوچکى‌ که‌ صادقانه‌ براى‌ خدا انجام‌شود، بزرگ‌ است‌.

وسائل‌ الشیعة‌ ، ج‌ 1 ، ص‌   87 
 
امام حسین(علیه السّلام) فرمودند:

مَنْ نَفّسَ کُرْبَةَ مُؤْمِنٍ فَرّجَ اللّهُ عَنْهُ کُرَبَ الدّنیَا وَ الاخِرَةِ.

هر که گرفتارى مؤمنى را برطرف کند، خداوند گرفتاری‌هاى دنیا و آخرتش را برطرف می‌کند.

(بحار الانوار، ج 75، ص 122)

منبع من: http://rasekhoon.net/forum/thread/977288/page1/

 






تاریخ : پنج شنبه 96/8/25 | 9:32 صبح | نویسنده : fateme ghodrati | نظرات ()

Alternate Text

منبع من:http://www.tooooop.com






تاریخ : پنج شنبه 96/8/25 | 8:54 صبح | نویسنده : fateme ghodrati | نظرات ()

 

 

آقا غم خود به خواهرت میگویم

درد دل خود به دخترت میگویم

 

این بار اگر به کربلایم نبری

آقا به خدا به مادرت میگویم






تاریخ : چهارشنبه 96/8/10 | 5:2 عصر | نویسنده : fateme ghodrati | نظرات ()






تاریخ : چهارشنبه 96/8/10 | 4:33 عصر | نویسنده : fateme ghodrati | نظرات ()
تاریخ : پنج شنبه 96/7/20 | 5:57 عصر | نویسنده : fateme ghodrati | نظرات ()
<      1   2   3   4   5   >>   >
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.