سفارش تبلیغ
صبا

 

  

 

غیرت و  حمیت صفتی است که در مرتبه بسیار بالا قرار دارد؛ انسان غیور مورد علاقه و محبت پروردگار است زیرا که در برابر فحشاء و بی بندباری زن و فرزند و جامعه بی تفاوت نمی باشد.
غیرت یکی از صفات و ویژگی‌های طبیعی انسان است. هر کس به صورت غریزی و فطری از آن برخوردار است.

غیرت عبارت است از تنفر طبیعی انسان از مشارکت دیگران در چیزی که محبوب او است. وجود این صفت باعث آن می‌شود که آدمی از آنچه که دوست می‌دارد و یا وظیفه محافظت از آن بدو سپرده شده است، نگاهبانی نماید.


قال علی علیه السلام : غَیْرَةُ الْمَرْأَةِ کُفْرٌ وَغْیْرَةُ الرَّجُلِ إیمَانٌ. غیرت زن کفر است، و غیرت مرد ایمان.

در روایات اسلامی آمده است که خدای تعالی دارای صفت غیرت است . انسان‌های غیور را دوست دارد. به دلیل وجود همین صفت بود که کارهای زشت را حرام نموده است.

«قال الصادق(علیه السلام): ان الله غیور یحب کل غیور و من غیرته حرم الفواحش ظاهرها و باطنها».

قال علی علیه السلام :"وَإِیَّاکَ وَالتَّغایُرَفِی غَیْرِ مَوْضِعِ غَیْرَةٍ، فَإِنَّ ذلِکَ یَدْعُوالصَّحِیحَةَ إِلَى السَّقَمِ، وَالْبَرِیئَةَ إِلَى الرِّیَبِ"

بر حذر باش از اینکه در غیر جائیکه باید غیرت به‏ خرج داد اظهار غیرت کنى،(که نشانه سوء ظن تو نسبت‏به او باشد)زیرا اظهار بى اعتمادى و سوء ظن،زنان را به ناپاکى،و بی گناهان را به آلودگى‏ سوق مى ‏دهد.

امام علی (علیه السلام) در این سخنان، به نکته روان شناسی مهمی اشاره کرده و حساسیت های بی مورد برخی مردان را که به بهانه غیرت ورزی، همسران خود را از هرگونه فعالیت اجتماعی باز می دارند، مورد انتقاد قرار داده است.

(منبع:تبیان)

 

حجاب نوشت: این روزها زنان بی حجاب در خیابون میبینیم که دست در دست همسرانشون راه میرند...بعضی وقت ها فکر میکنم که واقعا این مردها غیرت ندارند؟....وقتی کسی گوهر زیبایی بدست میاره سعی میکنه به بهترین شکل از اون مواظبت کنه...توی یه جای امن نگه میداره....ولی این مردانهمسران خودشون رو...؟؟؟؟

این مردان به چه بهایی چوب حراج به غیرت خود زدند...؟؟؟چقدر این روزها بی غیرتی زیاد شده...اما نمیدانند غیرت شان برای حفظ و پایداری زندگی شان است....البته نه غیرت و تعصب بی جا...غیرتی درست که ضامن سلامت و استحکام خانواده است....






تاریخ : سه شنبه 95/1/31 | 3:37 عصر | نویسنده : fateme ghodrati | نظرات ()

  

ذکری برای رهایی از نگاه به نامحرم

جناب شیخ رجبعلی خیاط ذکر « یا خَیرَحَبیبٍ و مَحبوبٍ صَلِّ عَلی مُحمّدٍ و آلِه» را بعد از دیدن نامحرم موثر و کارساز می دانستند و بارها این ذکر را به اطرافیان توصیه می کردند تا از وسوسه شیطان در امان باشند، می گفتند
:
"چشمت به نامحرم می افتد، اگر خوشت نیاید که مریضی! پس اگر خوشت آمد فورا چشمت را ببند و سرت را پایین بینداز و بگو: یا خیر حبیب... ؛ یعنی خدایا من تو را می خواهم، اینها چیه، این ها دوست داشتنی نیستند ، هر چه نپاید، دلبستگی نشاید..."

حجاب نوشت:توی این اوضاع رنگارنگ خیابونها که عروسک هایی خودشون رو برای دیدن می آرایند و در خیابان ها پرسه می زنند،در این اوضاع که مداد رنگی ها در خیابان رژه میروند،برادرم خیلی مردی که نگاه خود را حفظ میکنی...برادرم خیلی مردی که وقتی نگاهت به این بد حجاب ها میخورد سرت را بر میگردانی و ذکر یا خیر حبیب و محبوب را میگویی....برادرم این روزها در خیابان که رنگ های مختلف برای ربودن نگاه تو مسابقه گذاشته اند خیلی مردی که بهشت نگاهت را به این رنگها آلوده نمیکنی...






تاریخ : سه شنبه 95/1/31 | 3:29 عصر | نویسنده : fateme ghodrati | نظرات ()

  


http://s2.picofile.com/file/7682317953/hejab_masumiat.jpg

دخترک رو به مادرش کرد و گفت: مامان چرا خانم مربیمون چادر میپوشه ولی شما نمی پوشی؟
مامانش جواب داد:  آخه دخترم وقتی چادر میپوشم گرمم میشه. تازه چادر دست و پا گیر هم هستش.
دخترک با خودش گفت: چرا مامانم چادر نمی پوشه و میگه گرمم میشه و فردا صبح وقتی که رفت مهد کودک، همین سوال رو پرسید، چادر دست و پا گیره ولی شما چادر می پوشی؟ گرمتون نمیشه؟ دست و پاتون رو نمیگیره؟
 
خانم مربی یه لبخند زد و گفت: عزیزم فردا که اومدی مهد کودک جوابت رو میدم.
دخترک بعد از کلی اسرار و خواهش قبول کرد که فردا جوابش رو بگیره.
فردا صبح وقتی که دخترک منتظر جوابش بود، رفت پیش خانم مربی و گفت: خانم خب الان جوابم رو بده؟  
خانم مربی هم گفت باشه عزیزم؛ بعد دستش رو کرد توی کیفش و یه چادر سفید کوچولو و خنک در آورد و گفت :
بفرما عزیزم اینو سرت کن ببینم چه شکلی میشی؟
بعد دخترک که داشت از خوشحالی بال در می آورد گفت: این مال منه؟ خوشگل شدم؟
خانم مربی هم جواب داده: آره که مال خودته خیلی هم خوشگلت کرده. حالا برو پیش دوستات و نشون شون بده؛ ولی نگی من بهت دادم ها  وگرنه همه از من چادر میخوان!!
دخترک غافل از اینکه جواب سوالش رو نگرفته بود رفت پیش دوستاش و شروع کرد به پز دادن با چادر قشنگش.
عصر که دخترک میخواست آماده بشه و بره خون،خانم مربیش بهش گفت: دختر خوبم، تو چادر گرمت شد؟
دخترک گفت:  نه!!!
خانم مربی دوباره پرسید:  دست و پات رو چی؟ دست و پات رو گرفت؟
دخترک گفت:  نه!!! خیییلی  هم عالی بود. دستتون درد نکنه .
فردا صبح وقتی که مامان دخترک با چادر اومد درب مهد کودک تا دخترک رو مهد بزاره؛ یکی از پسر های مهد رفت پیش خانم مربی و گفت: خانم، نمیشه ما هم چادر بپوشیم مثل شما؟ چرا آقایون چادر نمی پوشن؟!





تاریخ : سه شنبه 95/1/31 | 3:26 عصر | نویسنده : fateme ghodrati | نظرات ()

 

مادر نخستین شهید شناسایی شده شهدای غواص:
فرزندم برای دفاع از حجاب و عفاف شهید شد     
فکر نکنید ما بی‌خیال از کنار بدحجاب‌ها عبور می‌کنیم. حرص می‌خورم یاد لحظاتی می‌افتم که پسرم با دیدن بدحجابی غیرتی می‌شد. در این سال‌ها با حیا زندگی کردیم و حرف نزدیم اما با مهربانی بنویس «خون پسرم برای حجاب و غیرت به زمین ریخته شده است.»
مادر شهید جلیلی میری

به گزارش سایت خبری آوای ماغر،قسمت بیستم برنامه "ماه‌عسل" میزبان خانواده نخستین شهید شناسایی‌شده کربلای 4 بود. فرصت مغتنمی دست داد تا ما هم با مادر شهید سید جلیل میری، نخستین شهید غواص شناسایی‌شده به گفتگو بنشینیم. هر کدام از مادران شهدا ملکه‌های منحصر به فردی هستند که توانسته‌اند چنین شیرمردانی را تربیت کنند. وقتی راجع به مواجهه با باقی‌مانده‌های پیکر فرزندش صحبت می کرد و از لالایی آخر سخن می‌گفت بی‌اختیار پایان بی‌نظیر و ماندگار فیلم سینمایی "شیار "143 در ذهن متبادر می‌شد.

 

خون پسرم برای حجاب و غیرت به زمین ریخت/ رفتار جلیلم را امروز با افرادی مقایسه می‌کنم که بیت‌المال را هدر می‌دهند

 
*آیا می دانستید که پیکر مطهر فرزندتان در میان  یکی از غواصان عملیات کربلای چهار است؟

می دانستم خط شکن است. می دانستم که تیربارچی خط شکن بود. می دانستم  اول پسرم مسیر عملیات را برای همرزمانش باز کرده است. دوستانش از هم‌محلی‌های ما بودند، آمدند و به من گفتند که پسرت، آقا جلیل شهید شده است. همرزمانش دیده بودند به سرش تیر خورده است. پسرم به همرزمانش گفته بود: «اگر من شهید شدم، جنازه من را ببرید و نگذارید دست دشمن بیفتم. من می دانم که شهید می شوم.»

پسرم خیلی غیرتی بود، نمی خواست حتی جنازه اش دست دشمن بیفتد. خودش هم تعداد زیادی از افراد دشمن را کشته بود، پسرم تک تیرانداز خوبی بود. در لحظه شهادت آن طور که من شنیدم یک لحظه سرش را بالا گرفته بود که مورد اصابت گلوله دشمن قرار گرفت و به شهادت رسید. دوستانش که از آن عملیات، زنده برگشته بودند به من گفتند که می دیدیم سید جلیل همیشه جلو بود. من خیلی از همرزمانش راجع به جلیل پرس و جو می کردم. جلیلم با اینکه، تیربارچی بود؛ اما تک تیرانداز خوبی بود و تیرها را هدر نمی داد. به من هم گفته بود حتی حین جنگیدن حواسش کاملا جمع است که بیت المال را هدر ندهد. رفتار جلیلم را با امروز مقایسه می کنم که خیلی ها برایشان هدر دادن بیت المال اهمیت ندارد. دوستان بازمانده عملیاتی که جلیل در آن شهید شد به من می گفتند او جلو تر از بقیه غواص ها حرکت می کرد و بقیه غواص ها پشت سرش بودند. دوستانش می گفتند به یک منطقه باریکی که شبیه گلوگاه بود رسیدند، سید جلیل هوای همه دوستانش را داشت و مدام شلیک می کرد تا همه به سلامت از آن منطقه عبور کردند ولی در نهایت خودش شهید شد. بچه من را نشانه گرفتند و به سرش شلیک کردند.

*وقتی خبر شهادت سید جلیل را شنیدید...

عروس من (همسر سید جلیل) می داند که من اصلا گریه نکردم. بچه‌ام غیرتی بود و می دانستم که اصلا خوشش نمی آید من گریه کنم. من افتخار می کردم که فرزندم را در این راه فدا کردم. روایت های متعددی را از شهادت جلیل برایم تعریف کردند می گفتند پیکرش را کوسه ها خورده اند، برای همین خیلی ناراحت شدم و می گفتم خاک بر سرم، یعنی بچه من را کوسه ها خوردند و حتی استخوانی هم از او باقی نمانده است؟ برای همین در خلوت کمی گریه و زاری می کردم؛ اما ناراحتی ام را در جمع بروز نمی دادم.
 
می گفتم پسر شجاع من که دهها نفر از دشمن را یک‌تنه کشت چرا باید در باتلاق اسیر کوسه ها شده باشد؟

*کمی از سید جلیل برای‌مان بگویید.

سید جلیل سربازی اش را دوسال در کردستان گذراند. حتی مدال شجاعت گرفت. وقتی از سربازی برگشت، آن زمان یک پسر هم داشت، در آن زمان او را بردند و مکانی را به او نشان دادند (الان حضور ذهن ندارم کجا بود) در آن محل حدود 20 نفر از زنان را ضد انقلاب زنده به گور کرده بودند. او به همراه چند نفر دیگر رفته بودند و این جنایت ها را دیدند و به شدت تحت تأثیر قرار گرفت و دیگر نتوانست تحمل کند. خیلی ناموس‌پرست بود، قبل از انقلاب که زنان بی‌حجاب را می‌دید می گفت می خواهم بمیرم، اصلا دوست ندارم روی این زمینی که زنان بدحجاب روی آن قدم می‌گذارند، پا بگذارم.  خون پسرم به خاطر دین اسلام ریخت، به خاطر حجاب ریخت اما چه کنم حرف نمی توانم بزنم. فکر نکنید ما بی‌خیال از کنار بدحجابی عبور می کنیم. حرص می خورم یاد لحظاتی می افتم که پسرم با دیدن بد حجابی غیرتی می شد. آمدم تلویزیون تا با زنده شدن یاد پسرم از بی‌حجابی و بدحجابی بگویم. پسرم! عزیزم! ما در این سالها با حیا زندگی کردیم و حرف نزدیم اما هر جایی که کار می کنی با مهربانی بنویس خون پسرم برای حجاب و غیرت به زمین ریخته شده است. خدا شاهد است که همین طور است. به جد خودم و فرزندانم قسم که همین طور است. هم خودم سیدم و هم فرزندانم.

خون پسرم برای حجاب و غیرت به زمین ریخت/ رفتار جلیلم را امروز با افرادی مقایسه می‌کنم که بیت‌المال را هدر می‌دهند

 

باید غیرت را دوباره زنده کرد. مرد با مهربانی می تواند همسرش را به سمت حجاب راهنمایی کند. بچه من بخاطر حجاب و بخاطر ناموس کشته شد. همه دوستانش می دانند که بچه من بخاطر حجاب رفت و گفت دیگر دوست ندارم بمانم. همه دوستانش می دانند. خیلی مرد بود، خیلی شجاع بود. این بچه من رفت توی شرکت کار می کرد، حتی حاضر نبود از ماشین شرکت برای خودش استفاده کند. الان که بگویم همه دوستانش تصدیق می کنند که او اصلا دوست نداشت ماشین بیت المال را سوار شود. لقمه از دهان خودش می گرفت و به آنها می داد. وقتی رفته بود جبهه، غذا به اندازه کافی به آنها نمی رسید، دوستانش تعریف می کردند که سید جلیل غذای خودش را به ما می داد.

*من نمی‌خواهم شما را خسته کنم..

من از تعریف کردن سرگذشت پسرم خسته نمی شوم. ببین پسرم! تو هم مثل پسر من هستی. همه شما فرزندان عزیز من هستید. سید جلیل من، می دانست که شهید می شود. او هنوز به دنیا نیامده بود و اصلا هنوز من با پدرش ازدواج نکرده بودم که مرد روشن‌ضمیری به پدر او گفت: در آینده خداوند پسری به تو می دهد که او در راه انقلاب شهید خواهد شد. یعنی گفت «یک آقایی می‌آید و انقلاب می‌کند و فرزند تو در راه این انقلاب شهید خواهد شد.»

*چه کسی این حرف را زد؟

یک درویش. شوهر من چوپان بود.

*چه سالی؟

زمانی که شوهر من حدودا 27-26 سالش بود، یعنی هنوز با من ازدواج نکرده بود. آن زمان در روستاها خیلی زود ازدواج می کردند. وقتی سید جلیل، تب می کرد، ما یک بره برمی‌داشتیم، سید جلیل روی کول ما و بره هم روی دست ما، می رفتیم زیارتگاه، بره را قربانی می‌کردیم تا بچه مان شفا پیدا کند. من هشت تا بچه داشتم. هرکدام‌شان که مریض می‌شد، دکتر نمی بردیم اما سید جلیل به محض اینکه تب می کرد، می‌بردیم دکتر. می‌گفتم نکند این بچه، از این مریضی بمیرد، بگذار همانجا که قسمتش است در راه این دین و این انقلاب شهید شود. حالا یا حرف آن مرد روشن‌ضمیر یا دروغ است یا راست.

 

خون پسرم برای حجاب و غیرت به زمین ریخت/ رفتار جلیلم را امروز با افرادی مقایسه می‌کنم که بیت‌المال را هدر می‌دهند

*پس آگاه به شهادت سید جلیل بودید و می‌دانستید روز موعود خواهد رسید؟

سید جلیل از حنا خوشش نمی آمد، ما در روستا معمولا حنا می گذاریم و معقدیم حنا که بگذاریم نماز ما درست می شود. اما او دوست نداشت. دوستانش تعریف می کنند که شب قبل از شهادتش، حنا گذاشت و تا صبح بیدار بود و مناجات می کرد. نمی دانم صبح، چه ساعتی شهید شد. من همیشه می دانستم که او شهید می شود. وقتی سید جلیل به سربازی رفت، آن موقع هرماه حدود شش یا هفت تومان به سربازها پول می دادند. من گفتم پسرم، پولهایت را جمع کن و با پولهای خودت برای مسجد سماور بخر. در واقع این نذر را کرده بودم که او شهید نشود، خب بهرحال هیچ مادری دوست ندارد که پسرش را از دست بدهد. البته به او نگفته بودم که این نذر برای چیست، یعنی اصلا ماجرای حرفهای درویش را نمی دانست. به هرحال نذر کرده بودم که اگر از سربازی سالم برگشت، با پولهای خودش، یک سماور برای مسجد بخرد. بالاخره او از سربازی سالم برگشت و کلا شش تومان با خودش آورده بود که با آن پول برای مسجد یک سماور بزرگ خرید. سید جلیل بعد از خدمت سربازی، ازدواج کرد و بچه‌دار شد، و دوباره سید جلیل رفت جبهه. یعنی خدا نذر من را یک مرتبه قبول کرد و او سربازی اش را به سلامتی گذراند و برگشت اما دوباره رفت و این بار شهید شد. باز هم خدا را شکر. ببین چه روز و چه شبی برگشته است! پدرش هم در چنین روزهایی فوت کرد. چهار سال قبل در شب نوزدهم ماه رمضان فوت کرد. حالا ببین پسر من چه روز و چه ساعتی به آغوش من برگشته است! من خیلی خدا را شکر می کنم. پسر من، خوب بود و خوب هم رفت. خیلی با غیرت بود.

 

مثلا دوران شاه که سید جلیل به مدرسه می رفت، روی همه کتابهای درسی شان، عکس شاه بود. سید جلیل همه عکسها را خط خطی می کرد. اصلا نمی ترسید. آن زمان اگر کسی این کار را می کرد او را پوست می کندند اما او اصلا نمی ترسید. من هم که به او می‌گفتم چطور نمی ترسی این کار را می کنی؟ می گفت: عیبی ندارد بالاخره این راه را باید بروم. جالب اینکه عمداً عکس را از کتاب جدا نمی کرد؛ بلکه خط خطی می کرد تا معلمانش ببینند. چندین بار هم از دست معلمانش کتک خورد البته یک مرتبه هم سید جلیل آنها را کتک زد! پدرش رفت مدرسه و گفت این بچه است، جوان است، عیبی ندارد. چندین بار او را از مدرسه بیرون می کردند و دوباره پدرش می رفت و او را برمی‌گرداند.
*مادر من جلوی شما زانو می زنم. اگر ما در این مملکت می توانیم در این راحتی و آسایش زندگی کنیم بخاطر وجود شیرزنانی مثل شماست. دعا کنید ما هم به راهی که جلیل رفت برویم. دعا کنید ما هم مرگ با عزت نصیب‌مان شود.

 

ان‌شاءالله زنده باشی. همین‌طور بامرام و باارزش بمانی و هرچقدر توان داری از خون شهدا پاسداری کنی. فدای شماها بشوم. همه شما پسرهای من هستید. ادامه دادن راه شهدا هم خیلی ارزش دارد. شما هم جزو شهدا هستید. واقعا همین‌طور است. پسر من! ان‌شاءالله به حق حضرت زهرا(س) این عزیزانی که زحمت کشیدند و پیکرهای شهدای ما را پیدا کردند ان‌شاءالله سالم باشند، خدا به آنها نیرو بدهد. شما هم خیلی زحمت می کشیدید، خیلی باغیرت هستید پسرم! حیف نیست برای شما؟ ان‌شاءالله که همیشه باشی و پایبند انقلاب باشید، پابند شهدایی که با دست‌های بسته شهید شدند. اگر شما نباشید، اهداف و آرزوهای آنها چه می شود؟ وقتی سید جلیل من را آوردند، یک مهر به من دادند و یک...

 

خون پسرم برای حجاب و غیرت به زمین ریخت/ رفتار جلیلم را امروز با افرادی مقایسه می‌کنم که بیت‌المال را هدر می‌دهند

*پلاک؟
 

نه. پلاک نداشت. پلاکش را در دریا انداخته بود. گفته بود می‌خواهم مثل مادرم زهرا(س) گمنام بمانم. یک مهر و یک عکس امام(ره) که در جیبش بود به من دادند و یک پیشانی بند که بخاطر اصابت تیر به سرش، سوراخ شده بود. سه تا طناب هم دادند که گفتند با آن، دستان سید جلیل را بسته بودند. بچه من را زنده‌به‌گور کردند آقا؟ با سه طناب محکم دستان او را بسته بودند. پسر من دوست نداشت دست دشمن بیفتد. می‌گفت اگر من دست دشمن بیفتم حتی اگر جنازه من هم دست دشمن بیفتد من را تکه پاره می کنند. آنقدر پسرم قلندر بود که دوست نداشت دست دشمن بیفتد. من خیلی ناراحت بودم که آیا پسر من زنده به دست دشمن افتاده است؟ دوستانش می گویند: نه مادر! سید جلیل شهید شده بود و ما او پیکر او را کناری گذاشته بودیم اما نتوانستیم برگردانیم عقب. این سرگذشت پسر من بود. ما روستایی هستیم وقتی می خواهیم به کسی بگوییم دوستت داریم می گوییم: «تی بلا می سر» فدای همه شما بشوم.

*وقتی باقی‌مانده پیکر سید جلیل را دیدید...

خدا را شکر فرزندم را دیدم و بغلش کردم. گفتم پسرم خوش آمدی. قربان قدمت بروم. یاد نوزادی هایش افتادم. بغلش کردم و استخوان‌هایش را در آغوش گرفتم و گفتم خیلی خوش آمدی، قربان قدمت. درود بر تو پسر! زنده باد. کمی ناز و نوازشش کردم و خیلی گریه کردم. در این 29 سال که پسرم رفته بود صدای گریه من را هیچ کس نشنیده بود. وقتی دخترهای من، کنارم بودند اصلا گریه نمی کردم چون آنها که گریه من را می دیدند بیشتر بی تابی می کردند. فقط جای خلوتی که پیدا می کردم، در تنهایی خودم گریه می کردم و اشک می ریختم. بله. وقتی سید جلیل را آوردند، آنقدر داد زدم و گریه کردم اما بعدا ناراحت شدم و گفتم نباید داد می زدم به هرحال آنها هم بچه‌های من هم بودند که آنجا بودند، نباید داد می زدم اما بی‌اختیار شده بودم. بعدا ناراحت شدم. باور نمی کردم، هر چقدر می گفتند دیده‌ایم که شهید شده است، من باز هم چشم‌انتظارش بودم. گاهی می‌گفتم، خدایا می شود یک شب در خانه را باز کند و برگردد؟

 






تاریخ : سه شنبه 95/1/31 | 3:23 عصر | نویسنده : fateme ghodrati | نظرات ()

پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمودند:

اِنَّ مِن خَیرِ نِسَائَکُم اَلمُتَبَرَّجَةَ مِن زَوجِها الحصَانَ عَن غَیرِه ؛

بهترین زنان شما، زنی است که برای شوهرش آرایش و خودنمایی کند، اما خود را از نامحرمان بپوشاند.

(بحارالانوار، ج 103، ص 235)

*************************************

حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) فرمودند:

آن لحظه ای که زن در خانه خود می ماند،( و به امور زندگی و تربیت فرزند می پردازد) به خدا نزدیک تر است .

بحار الانوار جلد 43 صفحه 92

*************************************

قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء - سلام الله علیها - :

خَیْرٌ لِلِنّساءِ أنْ لا یَرَیْنَ الرِّجالَ وَ لا یَراهُنَّ الرِّجالُ ؛

حضرت فاطمه زهرا - سلام الله علیها - فرمودند:

بهترین چیز برای حفظ شخصیت زن آن است که مردی را نبیند و نیز مورد مشاهده مردان قرار نگیرد.

*************************************

قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء - سلام الله علیها - :

إنّی قَدِاسْتَقْبَحْتُ ما یُصْنَعُ بِالنِّساءِ، إنّهُ یُطْرَحُ عَلی الْمَرْئَةِ الثَّوبَ فَیَصِفُها لِمَنْ رَأی، فَلا تَحْمِلینی عَلی سَریر ظاهِر، اُسْتُرینی، سَتَرَکِ اللّهُ مِنَ النّارِ ؛

حضرت فاطمه زهرا - سلام الله علیها - در آخرین روزهای عمر پر برکتشان ضمن وصیّتی به اسماء فرمودند: من بسیار زشت و زننده می دانم که جنازه زنان را پس از مرگ با انداختن پارچه ای روی بدنش تشییع می کنند. و افرادی اندام و حجم بدن او را مشاهده کرده و برای دیگران تعریف می نمایند. مرا بر تختی که اطرافش پوشیده نیست و مانع مشاهده دیگران نباشد قرار مده ـ بلکه مرا با پوشش کامل تشییع کن ـ، خداوند تو را از آتش جهنّم مستور و محفوظ نماید.

تهذیب الأحکام، ج 1، ص 429

*************************************

قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء - سلام الله علیها - : ... إنْ لَمْ یَکُنْ یَرانی فَإنّی أراهُ، وَ هُوَ یَشُمُّ الریح ؛

مرد نابینائی وارد منزل شد و حضرت زهراء (علیها السلام)پنهان گشت، وقتی رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) علّت آن را جویا شد؟ در پاسخ پدر اظهار داشت: اگر آن نابینا مرا نمی بیند، من او را می بینم، دیگر آن که مرد، حسّاس است و بوی زن را استشمام می کند.

بحارالأنوار، ج 43، ص 91، ح 16

*************************************

پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:

إذا استعطرت المرأه فمرّت على القوم لیجدوا ریحها فهی زانیه؛

اگر زنى خود را معطر کند و بر مردمى بگذرد که بوى او را دریابند، زناکار است.

نهج الفصاحه

*************************************

پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:

إذا تطیّبت المرأه لغیر زوجها فإنّما هو نار و شنار؛

وقتى زنى براى کسى جز شوهر خود بوى خوش بکار برد، مایه آتش و عار است.

نهج الفصاحه

*************************************

پیامبراکرم(صلّی الله علیه و آله و سلم) می فرمایند:

أربع من أعطیهنّ فقد أعطی خیر الدّنیا و الآخره لسان ذاکر و قلب شاکر و بدن على البلاء صابر و زوجه لا تبغیه خونا فی نفسها و لا ماله؛

چهار چیز است که هر کس از آن بهره دارد از نیکى دو جهان بهره ور است، زبانى که یاد خدا کند و قلبى که سپاس پروردگار گذارد و تنى که بر بلا صبور باشد و زنى که بناموس و مال وى خیانت نکند.

نهج الفصاحه

*************************************

پیامبر خدا صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم :

أیُّما امرأةٍ استَعطَرَتْ فَمَرَّت‏على قَومٍ لِیَجِدُوا مِن رِیحِها فهی زانِیَةٌ ؛

هر زنى که به خود عطر زند و از کنار عدّه‏اى (مرد نامحرم) بگذرد تا بویش به مشام آنها رسد، زناکار است .

سنن النسائى : 8 / 153 و منتخب میزان الحکمة : 348

*************************************

امام علی(علیه السلام) فرمودند:

صِیانَةُ المَرأةِ أنعَمُ لِحالِها وَ أدوَمُ لِجَمالِها ؛

محفوظ داشتن زن ، به حال او مفیدتر ، و براى زیبایى‏اش پایدارتر است .

غرر الحکم و درر الکلم، حدیث5820

*************************************

امام على (علیه‏السلام ) فرمودند:

کنتُ قاعدا فی البَقیعِ مَع رسولِ اللّه صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم فی یَومِ دَجْنٍ ومَطَرٍ ، إذ مَرَّتِ امْرَأةٌ على حِمارٍ ، فَهَوتْ یدُ الحِمارِ فی وَهْدَةٍ فسَقَطَتِ المَرأةُ ، فأعْرَضَ النّبیُّ صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم بوجهِهِ ، قالوا : یا رسولَ اللّه ، إنّها مُتَسَرْوِلَةٌ . قالَ : اللّهُمَّ اغْفِرْ للمُتَسرْوِلاتِ ثلاثا یا أَیُّها النّاسُ ، اتَّخِذوا السَّراویلاتِ فإنَّها مِن أسْتَرِ ثِیابِکُم ، وحَصِّنوا بِها نِساءَکُم إذا خَرَجْنَ .

من و پیامبر در یک روز ابرى و بارانى در بقیع نشسته بودیم که زنى سوار بر الاغ از آن جا گذشت و دست الاغش در گودالى فرو رفت و زن به زمین افتاد . پیامبر صلى‏ الله ‏علیه و ‏آله و سلّم رویش را برگرداند . حاضران عرض کردند : اى رسول خدا ! آن زن شلوار به پا دارد . پیامبر سه بار فرمود : خدایا ! زنان شلوار پوش را بیامرز . اى مردم ! شلوار بپوشید که شلوار پوشاترین جامه‏هاى شماست و زنان خود را در موقعى که بیرون مى‏آیند با شلوار حفظ کنید .

تنبیه الخواطر : 2 / 78 ، منتخب میزان الحکمه : 130

*************************************

قال رسول الله - صلّی الله علیه و آله - : اذا رأیْتُمُ اللاّتی القَیْنَ عَلی رئوسِهِنَّ مثلَ استَمَةِ البَعْرِ فَاعْلَموهنَّ انَّهُ لا یُقْبَلُ لَهُنَّ الصَّلوةُ.

رسول خدا - صلّی الله علیه و آله - فرمودند: زمانی که دیدید زنانی موهای سر خود را مثل برآمدگی پشت شتر نموده و در میان نامحرمان ظاهر می شوند، به آنها بگوئید که نمازشان قبول نیست.

«کنزالعمال، ج 16، ص 392»

*************************************

قال رسول الله - صلّی الله علیه و آله - : مَنْ اطاعَ امْرأَتَهُ اکیَّهُ اللهُ عَلی وجهِهِ فی النّارِ فقال الامام علی - علیه السّلام - : و ما تلک الطاعة؟ قال: یاذن لها فی ... و لبس الثیاب الرقاق.

رسول خدا - صلّی الله علیه و آله - فرمودند: هر کس از زنش اطاعت کند خداوند او را با صورت در آتش خواهد افکند. امام علی - علیه السّلام - عرض کردند: منظور از اطاعت زن چیست؟ حضرت فرمودند: اینکه به او اجازة رفتن به حمامهای عمومی، عروسی هایی که در آن گناه می شود و مجالس آوازه خوانی بدهد و نیز اجازه دهد تا در میان نامحرمان لباس نازک بپوشد.

«بحارالانوار، ج 74، ص 53»

*************************************

قال رسول الله - صلّی الله علیه و آله - : ایُّ اِمْرَاَةٍ تطیَّبتْ ثمَّ خَرَجَتْ من بَیتِها فَهِیَ تُلْعَنُ حتّی ترجَعَ الی بیتِها مَتَی ما رَجَعَتْ.

رسول خدا - صلّی الله علیه و آله - فرمودند: هر زنی که خود را خوشبو نماید و از منزل خارج شود تا زمانی که بر می گردد مورد لعنتِ (خدا و ملائکه) قرار می گیرد.

«بحارالانوار، ج 100، ص 247»

*************************************

قال الامام علی - علیه السّلام - : زکاةُ الجمالِ العِفافُ.

امام علی - علیه السّلام - فرمودند: زکات زیبایی، عفت و پاکدامنی است.

«تصنیف غررالحکم، ص 256، ح 5409»

*************************************

قال الامام علی - علیه السّلام - : افضَلُ العبادَةِ العِفافُ.

امام علی - علیه السّلام - فرمودند: عفت و پاکدامنی، برترین عبادات است.

«الکافی، ج 2، ص 79»

*************************************

قال الامام علی - علیه السّلام - : دَخَلْتُ أنا و فاطمَةُ عَلی رسول الله - صلّی الله علیه و آله - ... فقالَ، یا علیُّ، ... رایتُ اِمرَاَةً معلَّقَةً بشَعْرِها یَغْلی دماغُ راسها ... فانّها لا تُغَطّی شَعْرَها من الرّجالِ.

امام علی - علیه السّلام - فرمودند: (روزی) من و فاطمه خدمت رسول خدا - صلّی الله علیه و آله - رسیدیم، (دیدم که ایشان شدیداً گریه می کنند. عرض کردم: پدر و مادرم فدایت، ای رسول خدا، چه چیزی شما را به گریه انداخته است؟) حضرت فرمودند: ای علی شبی که مرا به آسمانها بردند. زنانی از امت خود را دیدم که در عذاب های بسیار سختی به سر می بردند، به یاد عذاب سخت آنها افتادم و گریه بر من غلبه نمود، زنانی را دیدم که از موهای سر خود آویزان هستند و از آتش جهنم مغز سرشان می جوشید ... پس آنها کسانی هستد که در دنیا موهای سرشان را از مردان نامحرم نمی پوشانند.

«بحار الانوار، ج 8، ص 309»

*************************************

قال الامام علی - علیه السّلام - : قال رسول الله - صلّی الله علیه و آله - : ... و رایتُ اِمرَاةً تاکُلُ لحمَ جَسَدِها و النّار توقَدُ مِنْ تَحتِها ... فاِنَّها کانَتْ تَزیّنُ بَدَنها للنّاس ... .

امام علی - علیه السّلام - فرمودند: رسول خدا - صلّی الله علیه و آله - فرمودند: در شب معراج زنانی را دیدم که گوشت بدن خود را می خوردند در حالیکه آتش جهنم از زیر آنها شعله ور بود ... همانا آنها کسانی هستند که خود را برای مردم نامحرم زینت می کنند.

«بحار الانوار، ج 8، ص 309»

*************************************

قال الامام علی - علیه السّلام - : قال رسول الله - صلّی الله علیه و آله - : ... و رایتُ اِمْراَةً تُقطَعُ لحمُ جَسَدِها مِنْ مُقَدِّمِها و مؤخّرِها بِمَقاریض من نارٍ ... .

امام علی - علیه السّلام - فرمودند: رسول خدا فرمودند: در شب معراج زنانی را دیدم که گوشت بدنشان توسط قیچی های آتشین از جلو و عقب بریده می شد ... پس آنها کسانی هستند که خود را در معرض مردان نامحرم قرار می دهند و با رفتارهای مختلف توجه آنها را جلب نموده و به آنها اظهار تمایل می نمایند.

«بحار الانوار، ج 8، ص 309»

*************************************

قال الامام علی - علیه السّلام - : ثَمَرةُ العِفَّةِ الصّیانَةُ.

امام علی - علیه السّلام - فرمودند: ثمرة عفت و پاکدامنی، محفوظ ماندن از گناه می باشد.

«تصنیف غرر الحکم، ص 256، ح 5423»






تاریخ : یکشنبه 95/1/29 | 3:36 عصر | نویسنده : fateme ghodrati | نظرات ()

 

خواهرم نگو که می خواهی آرزوی دشمنان را به واقعیت تبدیل کنی

 






تاریخ : شنبه 95/1/28 | 3:31 عصر | نویسنده : fateme ghodrati | نظرات ()

اکثر خانم های بدحجاب یا شل حجاب، اگه ازشون پرسیده بشه که شما چرا حجاب اسلامی را آنطور که باید و شاید رعایت نمی کنید، احتمالاً یکی یا چندتا از دلایل زیر رو براتون بشمارند:

 


- چون دوست دارم "شیک پوش" باشم.
- چون از محدودیت بدم میاد، دوست دارم با لباس راحت تر، آزادانه به کارام برسم.
- چون عاشق "تنوع" هستم، از یکدستی و تک رنگی خوشم نمیاد
- چون از دست حکومت یا دولت (حالا به هر دلیلی) عصبانی هستم؛ و میخوام با این کارم اعتراضم رو بهشون نشون بدم.
- چون دوست دارم همیشه، از بقیه متفاوت باشم، تاپ باشم.
- چون میخوام مثل همه باشم، نمی خوام از مد عقب بمونم. (برعکس بالایی)
- چون بدحجابی گناه کبیره نیست (ر.ک کتاب گناهان کبیره آیت الله دستغیب!)
- چون وقتی فلان گناه رو از فلان باحجاب دیدم، دلم از حجاب زده شد.
- این همه گناه تو سطح شهر؛ چرا گیر دادین به حجاب من؟ هر وقت همه درست شدن منم باحجاب میشم.
- چون حجاب، یعنی ظلم به زن. چرا مردا باید آزاد باشن ولی خانم ها...
- آدم دلش باید پاک باشه، ظاهر مهم نیست.
- چون هوا گرمه و لباس بسته، منو کلافه میکنه.
- چون از هر چیزی که اجباری باشه بدم میاد و رعایتش نمی کنم!
- اتفاقاً حجابم، خیلی هم خوبه. نه افراط نه تفریط. من حد وسط هستم.
- به کسی ربطی نداره! موسی به دین خود، عیسی به دین خود.


بعید میدونم موردی دیگه باشه که ذکر نکردم، ولی به هر حال اگه کسی دلیل دیگه ای برای بدحجابی بلده، بگه اضافه می کنیم!


خب، حالا دلایل بالا رو یکی یکی بررسی می کنیم ببینیم منطقی و موجه هستند یا خیر:


1. چون دوست دارم "شیک پوش" باشم.
هر کسی کمترین آشنایی با اسلام داشته باشه، میدونه که این دین، نه تنها هیچ مشکلی با آراستگی و شیک پوشی نداره بلکه همواره به اون تاکید هم داشته. مسئله دقیقاً اینجاست که شیک پوشی (البته در حد نرمال و غیر افراطیش) و "درست پوشی" هیچ تناقض و تعارضی با هم ندارند، که بعضی ها میخوان دومی رو فدای اولی کنند!
درضمن، شیک پوشی برای بعضی ها، بیشتر یک بهانه است تا یک دلیل، وگرنه کیه که ندونه و نبینه که بسیاری از مدل های امروزی مو و لباس و آرایش، شیک که نیستند هیچ، خیلی هم چندش آور هستند!


مدل مو و لباس


2. چون از محدودیت بدم میاد، دوست دارم با لباس راحت تر، آزادانه به کارام برسم.
اگر واقعاً موضوع فقط، آزاد بودن دست و بال آدم، برای انجام کارهاست، باز بودن روسری و یقه و پوشیدن لباس های بدن نما چه کمکی به این موضوع می کنه؟
درضمن، با طراحی و عرضه ی انواع چادرهای ملی و دانشجویی و آستین دار و روسری های لبنانی و مقنعه های خبرنگاری و ساق دست ها و ... واقعا کارها راحت شده. کما اینکه می بینیم زنان و دختران با حجاب، در تمام عرصه هایی که خواسته اند وارد شده اند و حجاب براشون مانعی نبوده.


اما اگر موضوع، بد بودن "محدودیت" و رهایی از اون هستش، باید به دوحرفی و یک بام و دو هوا بودن عزیزانی که این حرفو می زنند خندید و ازشون پرسید:
وقتی به پزشک مراجعه می کنید و جناب دکتر لیستی از غذاهای تحریمی(!) رو تحویلتون میده، آیا به دکتر هم میگید که من از محدودیت بدم میاد؟!
آیا وقتی برای رسیدن به اندام ایده آل، رژیم میگیرید و خوردن بسیاری از غذاهای خوشمزه رو برای خودتون ممنوع می کنید، این محدودیت نیست؟
آیا وقتی مانتویی می پوشید که از شدت تنگی و چسبندگی مجبورید دکمه هاشو یکی در میون، ببندید! این محدودیت، عیبی نداره؟
آیا وقتی ناخن های بلند می کارید و به تبع اون، بسیاری از کارهای روزمره رو نباید یا نمی تونید انجام بدید یا انجامشون مشکل میشه، این محدودیت نیست؟ (
+)
وقتی برای قبولی در کنکور، بسیاری از برنامه های تفریحی رو برای خودت لغو می کنی، این محدودیت نیست؟


محاله آدم در زندگی هدفی داشته باشه و برای رسیدن به اون هدف، تن به محدودیت نده. فقط انسانهای بی هدف و بی برنامه هستند که از محدودیت فرار می کنند.


3. چون عاشق "تنوع" هستم، از یکدستی و تک رنگی خوشم نمیاد.
عیبی نداره! شما هر چه میخوای در منزل و محافل زنانه، متنوع باش. حتی اگر در اماکن عمومی این تنوع، در حد منطقی و معقول و منطبق بر معیارهای شرع باشه هیچ اشکالی نداره.
درضمن، همونطور که هر شرکت و کارخونه و اداره ای در هرکجای جهان یونیفرم (لباس متحد الشکل) مخصوص به خودشو داره و شما میدونی و می پذیری که اینجا، جای کار و فعالیته، نه جای تنوع و لباس مجلسی و جلب توجه و غیره، لطفا بپذیر که خیابون هم کم از اداره و شرکت نداره!


یونیفرم - لباس کار

4.چون از دست حکومت یا دولت (حالا به هر دلیلی) عصبانی هستم؛ و میخوام با این کارم اعتراضم رو بهشون نشون بدم.

بدون اینکه وارد مباحث سیاسی بشیم، و در خوشبینانه ترین حالت (به نفع شما) فرض می کنیم که عصبانیت شما از دولت موجّه هست و کاملا حق با شماست!
فقط یه سوال: شما همیشه توی زندگی تون اینطور اعتراض می کنی؟! یعنی اگه دیدی کسی داره اشتباه می کنه، بهترین راه اعلام نارضایتیت رو در آسیب زدن به خودت می دونی؟!
درست مثل این می مونه که کسی از باباش ناراحت باشه (حالا به هر دلیلی)، بعد بخاطر نشون دادن اعتراضش، درس نخونه! (از لج باباش که توصیه به درس خوندش میکنه)
آیا این کار منطقیه؟
ممکنه بگی، کی گفته "بدحجابی" مثل درس نخوندن، آسیب زدن به خود، محسوب میشه؟ من اینو قبول ندارم.
همینکه اینو گفتی، معلوم میشه علت بدحجابی حضرتعالی یه چیز دیگه ست (چون اونو آسیب حساب نمی کنی)، پس مشخص میشه که مشکلات جامعه، صرفا یک بهانه است و حتی اگه شرایط کشور هم گل و بلبل بشه باز شما بدحجاب خواهی بود (چون اونو آسیب حساب نمی کنی).

 

5. چون دوست دارم همیشه، از بقیه متفاوت باشم، تاپ باشم.

اولاً تاپ بودن و تفاوتت رو یه جور دیگه نشون بده (در غیر معصیت خدا): مثلا اگه همه آرایش می کنند شما آرایش نکن! یا اگه همه لباس تنگ و جیغ می پوشن شما لباس گشاد و سکوت (متضاد جیغ!) بپوش. یا اگه همه اهل فیلم دیدن و اتلاف وقت هستند شما اهل مطالعه و درس خوندن باش.
میخوای تاپ باشی، اینجوری باش:
ای خدا، من باید از نظر علم از همه برتر باشم تا مبادا دشمنان، مرا از این راه طعنه زنند. باید به همه آن سنگدلانی که علم را بهانه کرده و به دیگران فخر می فروشند ثابت کنم که خاک پای من هم نخواهند شد. باید همه آن تیره دلان مغرور و متکبر را به زانو درآورم ، آنگاه خود خاضع ترین و افتاده ترین فرد روی زمین باشم.    (شهید دکتر مصطفی چمران)

ثانیاً: بدون هیچ توضیحی، این حدیث پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آیه) رو برات نقل می کنم: کسى که لباسى را بپوشد تا مباهات کند و مردم به او نگاه کنند، خداوند به او نظر رحمت نمى‏کند تا اینکه آن لباس را بیرون آورد . (کنز العمال / 41200)

 

6. چون میخوام مثل همه باشم، نمی خوام از مد عقب بمونم.

عزیزم، هیچ وقت، دلیل کاراتو "مثل همه بودن" قرار نده. توجه کن نمیگم مثل همه نباش، چون خیلی وقتا پیش میاد که آدم باید مثل همه باشه و هیچ عیبی نداره؛ بلکه میگم دلیل کارت، مثل همه بودن نباشه. یعنی اگه گفتن چرا بدحجابی؟ نگو "چون همه بدحجابن". یه دلیل دیگه بگو. استقلال نظر داشته باشه. خطر تابع جمع بودن، وقتی برات مشخص میشه که بیفتی وسط مردم کوفه!
- همه میخوان برن امام حسین بکشن. تو هم میری؟!
- اومممم، خب چون همه میرن، منم...
نکته مهم: سوء تفاهم نشه. نمیگم بدحجابا، امام حسین کش میشن! حرف من یه چیز دیگه ست: هر کسی (حتی یه حزب اللهی) اگه دلیل کاراش "مثل همه بودن" باشه، اهل کوفه شدن، ازش بعید نیست!
برای درک بیشتر موضوع، گوش کردن به این کلیپ صوتی بسیاربسیار زیبا رو بهتون توصیه می کنم:
لینک دانلود

 

7. چون بدحجابی گناه کبیره نیست (ر.ک کتاب گناهان کبیره آیت الله دستغیب!)

کسی که اولین بار این شبهه رو مطرح کرده، معلومه که از کتاب گناهان کبیره، فقط فهرستش رو مطالعه کرده! و چون بدحجابی رو توی فهرست ندیده، شاد و شنگول، لای کتابو بسته و شروع کرده به شبهه پراکنی...
وگرنه، توی همون مقدمه اول کتاب، شهید آیت الله دستغیب، با ذکر دلیل، استناد میکنه که خود خدا و معصومین علیهم السلام هم، تعمّداً تعداد دقیق گناهان کبیره رو تعیین نکرده اند، چون اگه تعیین میشد مردم سعی می کردند فقط از اونا اجتناب کنند و بر سایر گناهان - به خیال اینکه صدمه ای نمی زنند- جرأت پیدا می کردند، و همین باعث جرأت بر کبائر هم میشد، زیرا کسی که نسبت به نواهی پروردگارش به صغائر بی پروا شد نسبت به گناهان کبیره هم بی باک می گردد.
شهید دستغیب تصریح میکنه "غرض ما در این کتاب، بیان و شرح گناهانی است که کبیره بودنش ثابت و مسلّم است نه انحصار کبائر است به آنها. به عبارت دیگر سایر گناهانی که در این کتاب، کبیره بودنشان ثابت نشده به حالت ابهام و اجمال باقی است یعنی صغیره بودنشان هم مسلّم نیست و بر اهل تقوا لازم است پرهیز از تمام آنها، شاید واقعا کبیره باشد و بر ما ثابت نگردیده."
در ضمن، بر فرض که بدحجابی گناه صغیره (کوچک) باشه، آیت الله دستغیب، چهلمین گناه کبیره ای رو که با استناد به قرآن و احادیث ذکر می کنه "اصرار بر گناهان" هست و حدیثی از امام صادق علیه السلام نقل می کنه که: "گناه صغیره ای که بر آن اصرار شود دیگر صغیره نیست بلکه کبیره است چنانکه گناه کبیره ای که از آن پشیمانی حاصل شود و عزم بر ترک آن داشته باشد دیگر کبیره نیست یعنی عِقاب از آن ساقط می شود."

همچنین امام على علیه ‏السلام می فرماید : أعظَمُ الذُّنوبِ عِندَ اللّه‏ِ سبحانَهُ‏ذَنبٌ صَغُرَ عِندَ صاحِبِهِ . (غرر الحکم، 3141)
بزرگترین گناه نزد خداى سبحان ، گناهى است که صاحبش آن را کوچک بشمارد.
پس کسی که بدحجابی رو کوچیک میشماره و بر اون اصرار میکنه، طبق احادیث بالا بدونه که نه تنها گناهش کبیره است بلکه نزد خدای سبحان، بزرگ ترین گناه محسوب میشه.


8. چون وقتی فلان گناه رو از فلان باحجاب دیدم، دلم از حجاب زده شد.15 دلیل برای بدحجابی !

در هر قشری آدم خوب و بد وجود داره و بخاطر یه بی نماز درب مسجد رو نمی‌بندند! چنانچه اگر ده‌ها دکتر بی اخلاق بشناسیم، درب دانشکده علوم پزشکی را مهر و موم نمی‌کنیم!
اگر بد بودن چند معلم، دلیل بد بودن "معلمی" نیست، اگر بی انصاف بودن چند مکانیک، دلیل بی انصافی "تمام مکانیک ها" نیست، پس دیدن چند محجبه ی بدرفتار، نه دلیل بد بودن "حجاب" میتونه باشه و ند دلیل بد بودن همه ی "باحجابها". (لطفا به عبارات همرنگ دقت شود
)

 

شکی نیست کسانی که پوشش حضرت زهرای مرضیه و زینب کبری و فاطمه معصومه و دیگر خوبان عالم رو برتن می کنند، باید خیلی مراقب رفتارشون باشند و شأن این لباس آسمانی رو حفظ کنند. اما نکته ی مهم اینه که محجبه ها معصوم نیستند و مثل بقیه ی آدما ممکنه توی زندگیشون گناهانی داشته باشند. پس لطفا خطا و گناهان فلان باحجاب رو به پای "شخص خودش" بنویسید نه به پای "عمل حجاب".


9. این همه گناه تو سطح شهر؛ چرا گیر دادین به حجاب من؟ هر وقت همه درست شدن منم باحجاب میشم.

انصافاً راس میگی. گناهان زیادی تو سطح شهر ریخته است: اسراف، چشم چرونی، بی نمازی، دروغگویی، غیبت، ربا، رشوه، گرون فروشی، احتکار و ده ها گناه دیگه...
اما خداییش! خودت بگو، آیا گناه دیگران، توجیه خوبی برای گناه کردن ما میشه؟ آیا روز قیامت، خدا چنین بهانه ای رو از ما می پذیره؟ یا نه، تک تک ما، جدای از دیگران و به تنهایی حسابرسی میشم؟

 

بعلاوه؛ بسیاری از گناهان، مثل بی نمازی، روزه خواری، عرق خوری(شرب خمر)، استماع موسیقی‌حرام،  و غیره  "حق الله" هستند و با تمام بزرگ بودنشون، در صورت توبه، بخشیده میشن، اما بدحجابی "حق الناس" و در زمره ی گناهان اجتماعیه. اون خانمی که خودش را آرایش می کنه و به خیابون میاد، تیپ می زنه و از ده ها نفر در طول مسیرش دلربایی میکنه و آرامش روحی شون رو به هم میزنه، دیگه گناهش شخصی نیست چون حق "آرامش روانی" مردان جامعه اش رو ضایع کرده. 

درسته مردان هم وظیفه ی مراقبت از چشمشون رو دارند، اما اولاً حیطه ی "کنترل چشم" مطلق نیست، نمیشه که چشم بسته راه برند و رانندگی کنند.
ثانیاً، شما بگو! پیشگیری آسون تره یا درمان؟ اینکه جامعه، آروم باشه و فضای تحریک، محدود به خانواده و زن و شوهر باشه، یا فضای جامعه لبریز از صحنه های گناه و دلبری باشه بعد بگیم حالا مردان و زنان، همه حضرت یوسف بشن؟!

 

خوش انصاف! فرض کن اون جوون هجده نوزده ساله پسرته، داداشته. دلت به حالش نمی سوزه؟ با لباس تنگی که همچون قالبی، زیبایی های بدنت رو تو ویترین گذاشته، با روسری کوچکی که نه ظرفیت پوشاندن موهای مش کرده ات رو داره و نه توان استتار سپیدی گلو و سینه ات رو، با آرایشی که زیبایی چهره ات رو دوچندان و بلکه چندچندان کرده، با بوی ادکلنی که تا شعاع بیست متری، برد مفید داره و حتی کسی که نگاه نمیکنه رو هم از درک حضورت بی بهره نمیذاره، انتظار داری اون پسر دبیرستانی چقدر تحمل کنه؟ از خدا نمی ترسی تحریکش میکنی؟ مرحله ی بعد از تحریک، ارضاست. امکان ازدواج که نداره. پس یا مؤمنه که باید بسوزه و تقوا پیشه کنه، یا معمولیه که میره سمت گناه خودارضایی، و یا بی قیده که میره سمت جنس مخالف. به خدا قسم، در حق هرسه شون ظلم کردی و باید جوابگوی خدا باشی.

حالا گرفتی فرق گناه تو با بقیه گناهان سطح شهر چیه؟ گناه تو، اجتماعی و حق الناسه. توبه از حق الناس و بخشیده شدنش، وابسته به جبران حق ضایع شده یا جلب رضایت طرف مقابله. چطور میخوای حق این همه جوونی رو که دلشون رو لرزوندی و فکرشونو آشفته کردی، جبران کنی و یا حداقل پیداشون کنی و ازشون حلالیت بطلبی؟؟ اتقوا الله.






تاریخ : جمعه 95/1/27 | 8:43 عصر | نویسنده : fateme ghodrati | نظرات ()

چادر سر کردن عشق می خواهد، زور نمی خواهد. خواهرم عاشق شو تا بفهمی چادر دست و پاگیر نیست.






تاریخ : سه شنبه 95/1/24 | 10:7 عصر | نویسنده : fateme ghodrati | نظرات ()

 

افسران - وداع پدر مدافع حرم و فرزندش

 

به خاطر این کودک روسری ات را جلو بکش خواهر






تاریخ : سه شنبه 95/1/24 | 9:58 عصر | نویسنده : fateme ghodrati | نظرات ()

افسران - خط امام رحمه الله






تاریخ : سه شنبه 95/1/24 | 9:56 عصر | نویسنده : fateme ghodrati | نظرات ()
   1   2      >
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.