سفارش تبلیغ
صبا

به غیرت علی قسم، که فخر زن حجاب اوست

امشب ای‌کاش
غوغا نمی‌شد و..، در وا نمی‌شد و...
آتش دخیل چادرِ زهرا نمی‌شد و ...
عمر حیدر، پایان نمی‌گیرد چرا؟
دنیا بر من، آسان نمی‌گیرد چرا؟
از اشک من، طوفان نمی‌گیرد چرا؟
افتادنت به روی خاک، ببین چه کرده باعلی!
به روی پای خود بایست، بگو دوباره یاعلی
(آه، از غریبی)

بین کوچه
یک لحظه دست او، از من رها نشد
یک لحظه حتی از سرش، چادر جدا نشد
آه ای هیزم، آتش کجا و آفتاب؟
آتش مانده، در حیرت از بانوی آب
آمد اینک، ماه علی چه با حجاب
خوشا به من که فاطمه، پناه و یاور من است
زمانه با دلش چه کرد، که او به فکر رفتن است
(آه از غریبی)

باید هر زن
باشد چو فاطمه؛ حاشا جز این شود
زن می‌تواند با عفاف مرد آفرین شود
دارد هرکس از مادرش یک یادگار
از زهرا ماند، چادر نمازی وصله دار
آن چادر که، بُرد از دل زینب قرار
به غیرت علی قسم، که فخر زن حجاب اوست
به جای دیده‌های شوم نظاره‌ی خدا به اوست
(آه از غریبی)

شاعر: رضا یزدانی





تاریخ : شنبه 95/3/29 | 4:2 عصر | نویسنده : fateme ghodrati | نظرات ()





تاریخ : شنبه 95/3/29 | 3:58 عصر | نویسنده : fateme ghodrati | نظرات ()

 

اینجا ایران است!؟

شاید باورش سخت است

اما واقعیت دارد

بله!!!

اینجا........ایران است

سرزمین213255 لاله خونین بال

 نکند اینقدر ارزش خون یک انسان کم شده که فراموششان کردی خواهرم؟

 






تاریخ : شنبه 95/3/29 | 3:45 عصر | نویسنده : fateme ghodrati | نظرات ()

چادرت را محکم بگیر ,تاریخ تکرار میشود...

شاید بیاید روزهایی که باید از کوچه های شام بُگذری ...

و فرق تو با آنها این است که تو از پای درس کربلا آمده ای ...

آری، چادری ها زهرائی نیستند اگر پهلوهاشان درد دین نداشته باشد...  

 

 

                                  

 

از قافله های شهدا جاماندیم

رفتند رفیقان و چه تنها ماندیم

افسوس که در زمانه دلتنگی

مجروح شدیم اسیر دنیا ماندیم

التماس دعا






تاریخ : شنبه 95/3/29 | 3:37 عصر | نویسنده : fateme ghodrati | نظرات ()

 

   

زن متعجب و سریع نگاهی به کفشش انداخت؛ اما اثری از خون نبود. یک لحظه فکر کرد حتماً این هم نوع جدیدی از متلکهای مردها است. هر روز که با لباسهای مد روز فشن تی وی، و جدیدترین و محرکترین آرایش صورت و مدل مو بیرون می آمد، خیلیها شهوانی و خیره نگاهش میکردند و بعضیها همه جور ... . تا حالا همه جورش را شنیده بود، اما این یکی خیلی عجیب بود. عجیبتر از آن، ظاهر مرد بود؛ که بیشتر ناراحتش میکرد. - مردک! خجالت نمیکشی با این همه ریش ؟! شما بسیجیها خودتون از همه بدترید، مرد انتظار این برخورد را داشت؛ ولی حجب و حیایش در برخورد با نامحرمان، کمی دست پاچه اش کرده بود. اما موضوع خیلی مهم بود، مهمتر از آن که باعث شود مانند همیشه سرش را بیاندازد پایین و غوطه ور در افکار خودش، بی آنکه حتی حواسش را پرتِ دیگران کند، به راه خودش برود و به راه خودش بیاندیشد. عزمش را جزم کرد تا حرفش را کامل کند آرام و متین گفت: "بهترین جوونهای این مملکت، وقتی داشتند جونشون رو فدا میکردند که دشمن پاش به این خاک دراز نشه، تو وصیتنامه هاشون مینوشتن:

سیاهی چادر ... . فقط گفتم که بدونید کفشتون تا مچ رفته تو خونشون!! زن هاج و واج داشت قامت مردی را نگاه میکرد که چند لحظه پیش از کنارش گذشته بود؛ ولی حالا دیگر چیزی نمیگفت و غرقِ فکر بود.. خواهرم, حواست باشد نامحرم, نامحرم است, چه آشنا باشد, چه غرىبه.. چه فامىل باشد, چه پسرک در خیابان.. مواظب باشىم شرمنده شهدا و امام حسین (ع)نباشیم و در روز حشر با سربلندى در محضرشان حاضر شویم. "البته فراموش نکنیم که خون شهدا فقط.به حجاب زنان و دختران ایران حساس نیست، بلکه به هر عملی که رضایت خدا به آن راضی نباشد،حساس است." ?? جا? " شه?د همت" خال? که خانمش م?گفت: هم?شه به شوخ? بهش م?گفتم‌ اگه بدون ما بر? بهشت، گوشتو می بُرَم .. اما وقت? جنازه رو آوردن د?دم که اص? سر? در کار ن?ست ...

?? جا? " شه?د چمران" خال? که ?ه روسر? به همسر لبنان? اش غاده جابر هد?ه داد و گفت : بچه ها? ?ت?م خانه دوست دارن شما را با حجاب بب?نن ...

?? جا? " شه?د حم?د باکر?" خال? که خانم فاطمه ام?ران? همسرش م?گفت : به چشم من خوشگلتر?ن پاسدار رو? زم?ن بود ...

?? جا? " شه?د ز?ن الد?ن" خال? که م?گفت : در زمان غ?بت امام زمان به کس? منتظر م?گو?ند که منتظر شهادت باشد ... خانمش م?گفت : هنوزم که هنوز است صدا? کم?ل خواندنش را م?شنوم .. آ?ا باورتان م?شود ؟

?? جا? " شه?د عباد?ان" خال? که خانمش در مرث?ه ا? غم انگ?ز خطاب به شوهر شه?دش نوشت : بس ن?ست ا?ن همه سال دنبال تو دو?دن و نرس?دن ...؟ تا وقت? تو بود? از ا?ن شهر به آن شهر رفتن و آوارگ? بود وقت? هم رفت? دربدر? و ب? کس? .. پس ک? نوبت من م?شود؟

?? جا? " شه?د دقا?ق?" خال? که تو? وص?ت نامه خطاب به همسرش نوشت : " اگر بهشت نص?بم شد منتظرت م?مانم "... حالا خانمش می گوید: بچه ها را بزرگ کردم و نگذاشتم آب تو? دلشان بخورد ... زندگ? است د?گر .. و حا? منتظر نوبتم نشسته ام تا او ا?نقدر پشت درها? باز بهشت انتظارم را نکشد ... البته بد هم ن?ست .. بگذار ?ک بار هم او مزه انتظار را بچشد.

?? جا? " شه?د محمد اصغر? خواه" خال? که ?ه روز ?ک? از همرزمهاش به او گفته بود: محمد! من دلم به حال تو م?سوزه ..با آن قد و قامت رش?دت، آخه ه?چ جعبه ا? پ?دا نم?شه که تو را توش بذارن... همه تابوت ها? جبهه از قدت کوتاهترند .. خانمش گفت: پ?کر محمد رو ن?اوردن ..... به همرزم شوهرم گفتم: فقط بگ?د چرا ن?اورد?نش ...؟ آقا? عابدپور ، همرزم شوهرم گفت: فکر نکن من ا?نقدر ب? غ?رت بودم که خودم برگردم و محمد را ن?ارم .. مرتب م?زدند و نم?ذاشتند تکون بخور?م ... همون با?? کوه گذاشت?مش

?? جا? " شه?د حسن آبشناسان" خال? که همسرش در تش??ع جنازه به پسرها?ش افش?ن و ام?ن م?گفت : کف پا? بابا را ماچ کن?د... پا? بابا خ?ل? خسته است... و پسرها هم ه? کف پا? بابا را م?بوس?دند... همسرش گفت : لباسها? خون? همسرم را گذاشته بودند داخل ?ک ک?سه پ?ست?ک... روز سوم که خانه خلوت تر شد رفتم ک?سه را آوردم... خون هم اگر بماند بو? مردار م?گ?رد . با احت?اط گره اش را باز کردم و لباسها را آوردم ب?رون .. بو? عطر پ?چ?د تو? خانه ... عطر گل محمد? .. بو? عطر? که حسن م?زد .. گاه? فکر م?کنم کاش از آن لباسها عکس م?گرفتم ... اما فا?ده ا? ندارد .. تو? عکس که معلوم ن?ست خانه چه بو?? گرفته بود

?? جا? " شه?د علمدار" خال? که م?گفت: برا? بهتر?ن دوستان خود دعا? شهادت کن?د . و در آخر دعا کنید شهید شویم که اگر شهید نشویم باید بمیریم.

 

التماس دعا






تاریخ : دوشنبه 95/3/24 | 3:52 عصر | نویسنده : fateme ghodrati | نظرات ()
 

پدر حضرت آیه الله العظمی سیستانی مرحوم سید حسین سیستانی چندین سال در مشهد مقدس به کارهای مختلف و راههای مختلف پرداخت تا که امام زمان ارواحنا فداه را ببیند این کار سی سال طول کشید.
سالها در مشهد مقدس بر این رویه پشت کار داشت تا اینکه روزی به او خبر دادند سیستانی اگر می خواهی حضرت را ببینی برو به آن نقطه شهر در خانه ای حضرت هستند.
دوان دوان رفت و وارد ان حیاط مذکور شد دید جنازه ای بر زمین افتاده حضرت ایستادند وجود نازنین حضرتش خود بر ان جنازه نماز خواندند و برایشان گریه کردند(خوش به حالش)
سید حسین می گوید مانده بودم خدایا این جنازه کیست؟؟
تا خواستم از محضرشون سئوال کنم فرمودند: سید حسین این زن را می بینی که ما بر او نماز خواندیم!!
این زنی است که در سالهایی که رضا خان کشف حجاب می کرد از ترس اینکه بیاید بیرون و خدای نکرده از او کشف حجاب کنند از او و نامحرمی موی او را ببیند کل آن ایام را از خانه بیرون نیامد.
نمی خواهید اینقدر دست و پا بزنید که مرا ببینید
همین قدر مطیع امر مولا باشید ما به دیدنتان می آییم
همین قدر مقید به دین اسلام باشید ما به دیدارتان می آییم


خیلی حرف بزرگی است ما ( ولی خدا) به دیدارتان می آییم
الان که کشف حجاب نمی کنند
الان چرا چادر مادرش زهرا(سلام الله علیها) شده دموده؟؟
الان چرا خیلی جاها به کار گیری حجاب بده؟؟
تا میگی چادر این شده تکیه کلامشون…
مگه حجاب فقط چادره؟؟نه مانتو هم حجابه ولی کدوم مانتو؟؟؟
آری امام زمان به دیدنتون میاد اگر..... انجام ندی؛ ترک کنی؛
هر کسی گناهاش را بذاره جای ان نقطه چین چون فقط خدا و امام زمان می دونند تو و من چه کاریه ایم؟؟؟

این است که امام علی (ع) می فرماید :
پاداش رزمنده شهید بیشتر از کسی نیست که قدرت به گناه دارد اما پاکدامنی می کند . همانا عفیف پاکدامن فرشته ای از فرشته هاست .



    

 






تاریخ : یکشنبه 95/3/23 | 12:29 عصر | نویسنده : fateme ghodrati | نظرات ()
 

پدر حضرت آیه الله العظمی سیستانی مرحوم سید حسین سیستانی چندین سال در مشهد مقدس به کارهای مختلف و راههای مختلف پرداخت تا که امام زمان ارواحنا فداه را ببیند این کار سی سال طول کشید.
سالها در مشهد مقدس بر این رویه پشت کار داشت تا اینکه روزی به او خبر دادند سیستانی اگر می خواهی حضرت را ببینی برو به آن نقطه شهر در خانه ای حضرت هستند.
دوان دوان رفت و وارد ان حیاط مذکور شد دید جنازه ای بر زمین افتاده حضرت ایستادند وجود نازنین حضرتش خود بر ان جنازه نماز خواندند و برایشان گریه کردند(خوش به حالش)
سید حسین می گوید مانده بودم خدایا این جنازه کیست؟؟
تا خواستم از محضرشون سئوال کنم فرمودند: سید حسین این زن را می بینی که ما بر او نماز خواندیم!!
این زنی است که در سالهایی که رضا خان کشف حجاب می کرد از ترس اینکه بیاید بیرون و خدای نکرده از او کشف حجاب کنند از او و نامحرمی موی او را ببیند کل آن ایام را از خانه بیرون نیامد.
نمی خواهید اینقدر دست و پا بزنید که مرا ببینید
همین قدر مطیع امر مولا باشید ما به دیدنتان می آییم
همین قدر مقید به دین اسلام باشید ما به دیدارتان می آییم


خیلی حرف بزرگی است ما ( ولی خدا) به دیدارتان می آییم
الان که کشف حجاب نمی کنند
الان چرا چادر مادرش زهرا(سلام الله علیها) شده دموده؟؟
الان چرا خیلی جاها به کار گیری حجاب بده؟؟
تا میگی چادر این شده تکیه کلامشون…
مگه حجاب فقط چادره؟؟نه مانتو هم حجابه ولی کدوم مانتو؟؟؟
آری امام زمان به دیدنتون میاد اگر..... انجام ندی؛ ترک کنی؛
هر کسی گناهاش را بذاره جای ان نقطه چین چون فقط خدا و امام زمان می دونند تو و من چه کاریه ایم؟؟؟

این است که امام علی (ع) می فرماید :
پاداش رزمنده شهید بیشتر از کسی نیست که قدرت به گناه دارد اما پاکدامنی می کند . همانا عفیف پاکدامن فرشته ای از فرشته هاست .



    

 






تاریخ : یکشنبه 95/3/23 | 12:29 عصر | نویسنده : fateme ghodrati | نظرات ()

نتیجه تصویری برای عشق یعنی خدا

بــار خــدایــــــا . . . !

از کوی تــو بیــرون نــرود پای خیــالــم

نکند فـــرق به حــالــــم . . .

چه برانی چه بخوانی چه به اوجــم برسانی

چه به خاکم بکــشانی

نه مــن آنــم که بـرنـجــــم

نـــــه تــو آنی که برانی
التماس دعا

 






تاریخ : یکشنبه 95/3/23 | 11:48 صبح | نویسنده : fateme ghodrati | نظرات ()

                        شرمندهشرمندهشرمندهگل تقدیم شما






تاریخ : چهارشنبه 95/3/19 | 4:20 عصر | نویسنده : fateme ghodrati | نظرات ()
 

به گیله مرد گفتم : یه چیزی برام خیلی عجیبه !کتابش رو به کناری گذشت و با تبسم گفت: و اون چیه که اینقدرعجیبه ؟ گفتم : یه سری حکایتهای عجیب ؛ مثلن یکی داشته تو بیابون خدا میرفته یه سگ تشنه رو میبینه و میره داخل یک چاه و به سگه آب میده ، بهش بشارت میدن که با اینکارت بهشتی شدی ... یا حکایتهای مشابه اون که طرف با یه کار به ظاهر ساده میره بهشت ... 

گیله مرد جواب داد : دوست من، خداوند دنبال یک بهانه ست برای اینکه دست آدم رو بگیره و ببره بهشت. و این از خداوند بخشنده و مهربان عجیب نیست. ولی افسوس از این بشر که دست و پایی نمیزنه که حتی یه بهانه جور کنه . گفتم گیله مرد این چه حرفیه که میزنی ، بهشت رو به بها میدن نه به بهانه !گفت: اگر به بها باشه که هیچکدوم از ما قادر به پرداخت چنین بهایی نیستیم و طاعتی که مستوجب رضوان و جنت خداوند باشه تو چنته مون نداریم. ومطمئن باش اگر دستمون رو نگیرند پس بدا به حالمون ...

گفتم پس ...

گفت بله ، به حقیقت خوب خدایی داریم ... خدایی که روزیش رو میخوریم ولی اطاعت غیر خدا میکنیم و با این حال باز هم به ما مهلت میده تا بطرفش برگردیم و در مجازاتمون تعجیل نمی کنه ...

با این حرفش در یک لحظه دلم از شادمانی پر شد . بله؛ در دلم خدایی رو داشتم که بیشتر از اینکه ازش بترسم ، عاشقش شده بودم و در این لحظه صدای اذان فضا رو معطر کرد، صدای زیبایی که بسوی معشوق فرا میخوند ...

الله اکبر ...  الله اکبر  

جملات زیبا گیله مرد


 
 بیایید به سوی پروردگارمان توبه کنیم تا دیر نشده





تاریخ : چهارشنبه 95/3/19 | 4:11 عصر | نویسنده : fateme ghodrati | نظرات ()
   1   2   3      >
طول ناحیه در قالب بزرگتر از حد مجاز
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.